خب،طبق معمول یه پنجشنبه دیگه،منم و خودم،با چشمای بی خواب،
خب،طبق معمول یه پنجشنبه دیگه،منم و خودم،با چشمای بی خواب،و مستی، این شعرم،تقدیم به کسایی که دلشون، نمیزاره چشماشون رو هم بره، :::
ماهِ دردانه بگو، خانه ی ما را بلدی؟؟؟
بی ریا غربتِ مستانه ی ما را بلدی؟؟؟
ما زمین گیرِ فلک بوده و هستیم هنوز...
راه افلاکی افسانه ی ما را بلدی؟؟؟
قصه، آنگونه شروع شد که نباید میشد...
راه برگشتنِ ویرانه ی ما را بلدی؟؟؟
عشقِ ما، گر طلب توبه و کفاره کند...
قبله ی حاجتِ رندانه ی ما را بلدی؟؟؟
هوش اگر رونقِ مدهوشی ما را ببرد...
تو در این دهکده، میخانه ی ما را بلدی؟؟؟
کافر آن کس که پناهنده نباشد به کسی...
با وفا باش و بگو شانه ی ما را بلدی؟؟؟
ماهِ دردانه بگو، خانه ی ما را بلدی؟؟؟
بی ریا غربتِ مستانه ی ما را بلدی؟؟؟
ما زمین گیرِ فلک بوده و هستیم هنوز...
راه افلاکی افسانه ی ما را بلدی؟؟؟
قصه، آنگونه شروع شد که نباید میشد...
راه برگشتنِ ویرانه ی ما را بلدی؟؟؟
عشقِ ما، گر طلب توبه و کفاره کند...
قبله ی حاجتِ رندانه ی ما را بلدی؟؟؟
هوش اگر رونقِ مدهوشی ما را ببرد...
تو در این دهکده، میخانه ی ما را بلدی؟؟؟
کافر آن کس که پناهنده نباشد به کسی...
با وفا باش و بگو شانه ی ما را بلدی؟؟؟
- ۹۷۵
- ۰۵ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط