{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماه دردانه بدان ، خانه ی دل را بلدم !

ماه دردانه بدان ، خانه ی دل را بلدم !
بی ریا غربت ویرانه ی دل را بلدم !

من دلم سوخته در حسرت یک صحبت تو
حس این لحظه ی بیگانه ی دل را بلدم

قصه آنگونه شروع شد که نباید میشد
راه برگشتن دزدانه ی دل را بلدم

ناز من گر طلب بوسه از این لب بکنی
بوسه در خلوت رندانه ی دل را بلدم

یار اگر زلف پریشان خودت وا نکنی
طرح گیسوی تو در شانه ی دل را بلدم

می اگر رونق سر مستی دل را نکند
مستی باده ی میخانه ی دل را بلدم

نازنین ! گر طلب قصه و افسانه کنی
متن آن قصه و افسانه ی دل را بلدم
دیدگاه ها (۷)

چه دنیای غریبی داری ای دل...

کاشکی قدرت داشتم کمی..

گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزمآسمان را به زمین جان خودت...

تورا میخواهمت

ازتبِ عشق تو دیوانه شدن یعنی عشقباهمه غیر تو بیگانه شدن یعنی...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط