{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی گفتی شبی کنم دلشادت،

روزی گفتی شبی کنم دلشادت،
وز بند غمان کنم آزادت،
دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت
وز گفته ی خود هیچ نیامد یادت...؟
دیدگاه ها (۳)

یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه لیلا نشستعشق آن شب ...

ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽهمون که ﺍﻻﻥ نیس برگردهﺑﯿﺎﺩ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿ...

صدبار بگفتم به غلامان درتتا آینه دیگر نگذارند برتترسم که ببی...

آن یار که عهد دوست داری بشکستمیرفت و منش گرفته دامان در دستم...

پارت۹🎀-باشه یه ماه خوبه سیلوااره توی یک ماه 👇🏻👇🏻هفته ی اول د...

پارت ۱۰: روزهایِ خاکستریسه روز گذشت. سه روزِ پر از درد، گرسن...

قم، پیش از تو فقط شهری بودو پس از تو، روایت شد...روزی که کار...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط