{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۹🎀

پارت۹🎀

-باشه یه ماه خوبه سیلوا
اره

توی یک ماه 👇🏻👇🏻


هفته ی اول دو روز یبار بهت زنگ میزد تا تاحالتو بپرسه و هر روز بیشتر از هم خوشتون میومد
و هفته ی اخر بود که محمد بهت زنگ زدو گفت

ببخشید که مزاحم عشقتون شدم
- محمد من یه زمانی خیلی دوست داشتم
اره اره ولی یه زمانی
-محمد ببخشید ولی من نیما رو...
بس کن من میخواستم از تهران برم
- چی وایسا

محمد گوشیرو قطع کرد و تو هم به نیما زنگ زدی و بهش گفتی که نیما می‌خوام ببینمت و و توی یه کافه قرار گذاشتید نیما بهت گفت سیلوا تصمیمتو گرفتی
توهم گفتی اره
نیما هم گفت خب چی شد
تو هم گفتی ببخشید ...
ولی تا تهش باهاتم نیما 🤣
اونم همونجا یه لحظه بلندت کرد و بغلت کرد تو هم بغلش کردی حدود سه ماه از رابطه‌تون گذشت که بعدش یه اتفاق خیلی بدی افتاد نیما باید برای کارش از ایران خارج میشد دقیقا فردا
به خاطر همین تو رفتی و شب خونش موندی صبح که بلند شدی دیدی نیما رفته پایین و داره صبحانه درست می‌کنه دستشو گرفتی و گفتی بزار آخرین روزی که با همیم من صبحانه درست کنم نیما هم گفت بعد سه ماه برمی‌گردم پیشت عصر ساعت ۵ بود که نیما رفت و تو هم شور شور داشتی اشک می‌ریختی
نزدیک ساعت ۸ بود که...



مایل به پارت ۱۰🎀💓
دیدگاه ها (۴)

پارت۸🎀نیما هم نیست و نگران شدی همه مهمونا بودن جز نیما محمد ...

بچه ها اصلا باورم نمبشه که توی ۱ هفته من و ۱۶ تایی کردین من ...

پارت ۶خونه بودم نادیا بهم زنگ زدو گفت ببخشید بابت توهم نزاشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط