{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز تو خیابون دیدم تو یه پورشه شاسی بلند دو تا بچه

دیروز تو خیابون دیدم تو یه پورشه شاسی بلند دو تا بچه
سرشونو از تو سانروف ماشین آوردن بیرون دارن عشق میکنن
یاد بچگیای خودم افتادم




یه همچین حسی رو تو فرغون داشتم
دیدگاه ها (۶)

ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺴﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ اینترنت ﮐﻮﻓﺘﯽ ﺑﯿﺎ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻣﯿﺎﻡ ﺳﺮ...

بچه ها اصن.باورم نمیشهمرتضی خدافظخواننده‌ی پاپ کشورمان صبح ج...

سوره ممتحنه آیه 2در اين آيه، می فرماید: شما براى چه طرح دوست...

ها والا

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

Forced marriagePart20همین که وارد شرکت شدم جین از پشت میزش س...

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

P25فردا ویو انیا بیدار شدم دیدم ساعت ۵ یاد دیروز افتادم و بغ...

محو زیبایی او پارت ۲۶ ویو رزا وارد اتاقم شدم .......خیلی قشن...

رومان قطره قرمز (پارت 3)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط