تقاص عشق/ فصل ۲ / part ۱۵۰
تقاص عشق/ فصل ۲ / part ۱۵۰
جیمین : حالا تا وقتی غذا تموم میشه بحث میکنن
ات خنده ای زیر لب کرد و آروم گفت
ات : آره انگار
دینا از رویه صندلی بلند شد و آمد سمته ات
دینا : مامانی من سیر شدم میخوام برم اتاقم بازی کنم
ات سمته دینا چرخید و بوسه ای رویه موهایش گذاشت
ات : باشه دخترم میتونی بری
دینا با بدو به اتاق اش رفت
ات که دست اش رو گذاشته بود رویه رون پایش جیمین دستش رو گذاشت رویه دسته ات و آروم گفت
جیمین : پاشو بریم
جیمین و ات هر دو از صندلی هاشون بلند شدن و بدون هیچ حرفی به سمته پله ها رفتن و راه اتاق خودشون رو پیش گرفتن وارده اتاق شدن و درو بستن ات سمته آینه میز آرایش رفت و درحالی که حرف میزد همانجا ایستاد
ات : وای پدر و مادر که بحث شون رو شروع کنن دیگه تموم نمیکنن خدا میدونه تویه جونی شون چطوری بودن مطمئنم خیلی بحث میکردن
جیمین سمتش قدم برداشت و دست هایش را دوره کمره عشق اش حلقه کرد دستش رو برد سمته موهایش و موهایش را کنار زد سرشو تویه گردن اش فروع کرد
جیمین : خیلی ...... اما الان نمیخوای به بحث خودمون برسیم
ات خنده ای کرد و درحالی که دست های جیمین دوره کمرش حلقه بودن دستش رو گذاشت رویه دست های جیمین
ات : اوممم ....... نه امشب نمیخوام
جیمین : اما من میخوام
جیمین لب هایش را گذاشت رویه گردنه همسرش و بوسه ای را رویه گردنش کاشت ات حلقه دست های جیمین رو از دوره کمرش باز کرد و بهش خیره شد
ات : باید برم یانسو رو ببرم اتاق اش
با خنده دست های جیمین رو ول کرد و سمته در قدم برداشت
جیمین : ات میدونی که این کارت تاوان سختی داره
ات : میدونم عشقم
با خنده از اتاق خارج شد جیمین هم خنده ای کرد و سمته حمام رفت
یانسو تویه گهواره اش خوابیده بود ات خیلی آروم تویه بغلش گرفتش و از پله ها بالا رفت وارده اتاق دوقلوها شد و یانسو رو گذاشت رویه تخت صورتی اش با خودش آرام زمزمه کرد// آفرین به دختره گلم که آنقدر آرومه //
سمته تخت آبی چانسو رفت دید که چانسو هنوز بیدار نشده بوسه ای را رویه پیشانیش گذاشت
//چرا اینقدر گریه میکنی عزیزم //
به سمته در رفت و از اتاق بیرون خارج شد سمته اتاقه خودش رفت وارده اتاق شد با نبود جیمین مواجه شد با شنیدن صدای آب از حموم فهمید که تویه حموم
به سمته کمد رفت و بعد از برداشتن لباس خوابش پوشید اش سمته نیز آرایش رفت و روتین پوستی اش را انجام داد سمته تخت رفت و نشست
گوشی اش را برداشت و صفحه اش را روشن کرد با دیدن تماسی که عصر آمده بود به صفحه گوشی خیره شد تماس از طرفه هیون سو بود شماره اش را گرفت و گوشی را گذاشت رویه گوشش بوق های زیادی خورد اما جواب نداد ......
اسلاید ۲ اتاق چانسو و یانسو
جیمین : حالا تا وقتی غذا تموم میشه بحث میکنن
ات خنده ای زیر لب کرد و آروم گفت
ات : آره انگار
دینا از رویه صندلی بلند شد و آمد سمته ات
دینا : مامانی من سیر شدم میخوام برم اتاقم بازی کنم
ات سمته دینا چرخید و بوسه ای رویه موهایش گذاشت
ات : باشه دخترم میتونی بری
دینا با بدو به اتاق اش رفت
ات که دست اش رو گذاشته بود رویه رون پایش جیمین دستش رو گذاشت رویه دسته ات و آروم گفت
جیمین : پاشو بریم
جیمین و ات هر دو از صندلی هاشون بلند شدن و بدون هیچ حرفی به سمته پله ها رفتن و راه اتاق خودشون رو پیش گرفتن وارده اتاق شدن و درو بستن ات سمته آینه میز آرایش رفت و درحالی که حرف میزد همانجا ایستاد
ات : وای پدر و مادر که بحث شون رو شروع کنن دیگه تموم نمیکنن خدا میدونه تویه جونی شون چطوری بودن مطمئنم خیلی بحث میکردن
جیمین سمتش قدم برداشت و دست هایش را دوره کمره عشق اش حلقه کرد دستش رو برد سمته موهایش و موهایش را کنار زد سرشو تویه گردن اش فروع کرد
جیمین : خیلی ...... اما الان نمیخوای به بحث خودمون برسیم
ات خنده ای کرد و درحالی که دست های جیمین دوره کمرش حلقه بودن دستش رو گذاشت رویه دست های جیمین
ات : اوممم ....... نه امشب نمیخوام
جیمین : اما من میخوام
جیمین لب هایش را گذاشت رویه گردنه همسرش و بوسه ای را رویه گردنش کاشت ات حلقه دست های جیمین رو از دوره کمرش باز کرد و بهش خیره شد
ات : باید برم یانسو رو ببرم اتاق اش
با خنده دست های جیمین رو ول کرد و سمته در قدم برداشت
جیمین : ات میدونی که این کارت تاوان سختی داره
ات : میدونم عشقم
با خنده از اتاق خارج شد جیمین هم خنده ای کرد و سمته حمام رفت
یانسو تویه گهواره اش خوابیده بود ات خیلی آروم تویه بغلش گرفتش و از پله ها بالا رفت وارده اتاق دوقلوها شد و یانسو رو گذاشت رویه تخت صورتی اش با خودش آرام زمزمه کرد// آفرین به دختره گلم که آنقدر آرومه //
سمته تخت آبی چانسو رفت دید که چانسو هنوز بیدار نشده بوسه ای را رویه پیشانیش گذاشت
//چرا اینقدر گریه میکنی عزیزم //
به سمته در رفت و از اتاق بیرون خارج شد سمته اتاقه خودش رفت وارده اتاق شد با نبود جیمین مواجه شد با شنیدن صدای آب از حموم فهمید که تویه حموم
به سمته کمد رفت و بعد از برداشتن لباس خوابش پوشید اش سمته نیز آرایش رفت و روتین پوستی اش را انجام داد سمته تخت رفت و نشست
گوشی اش را برداشت و صفحه اش را روشن کرد با دیدن تماسی که عصر آمده بود به صفحه گوشی خیره شد تماس از طرفه هیون سو بود شماره اش را گرفت و گوشی را گذاشت رویه گوشش بوق های زیادی خورد اما جواب نداد ......
اسلاید ۲ اتاق چانسو و یانسو
- ۲۳.۰k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط