Part

Part115

رز : چون ما BTS نیستیم و باید بشینیم رو اهنگ جدید خودمون کار کنیم
رفتم تو اتاقمو رو تخت ولو شدم
کتی : ا/تتتت بیا شااااام
+نمیخورمممممممم
و گرفتم خوابیدم
صبح با بوی ادکلن اشنایی چشمامو باز کردم
×بیدار شدی?
+تو اینجا چیکار میکنی?
×نمیخوام دقیقه هامو باهات از دست بدم…
+پس بزن بریم
بلند شدمو فوری لبمو به لبش چسبوندمو بعد سمت کمد لباسم دوییدم
+خب کدومش???
×اووم.. نه نه این یکی نه
+این?
×یسسسسسس. عالیهه
لباسمو پوشیدم
×وایسا موهاتو ببافم
+یاااااا.. مگه تو سریال داریم بازی میکنیم ?!(میخندیدم)
×خب بزار امتحان کنم
+باشه
پشت بهش نشستم
×خب تموم شددد
+واووووو مطمئنی بار اولت بود??
×به من میگن جونگ کوکااااا
+بعله بعله…
میرا:  مرغای عاشق بیاین صبحونه
رفتیم پایین بقیه پسرا هم اومده بودن
کتی:  حسرت به دل موندم یبار ا/ت زود بیدار شه و اون صبحونه حاضر کنه
+خب خواب بودممم
رز : عزیزم سر ناهار و شامم وضعت همینه…
جین : یااااا.. نکنه اشپزی بلد نیستی شیطون…
+خببب.. اره.. بلد نیستم
کوک از خنده منفجر شد
+نخندددد
جین : دخترا وقتی برگشتیم کره براتون کلاس اشپزی میزارم
همگی خندیدمو شروع کردیم به خوردن

#loveme°•
دیدگاه ها (۰)

Part116×بریم? +اوهوم ..اخرین لقمه رو تو دهنم گذاشتم و دست کو...

Part119… حدودا یک ماه بعد… ..رفتیم فرودگاه امروز پسرا از تای...

Part114بعد از دیدن چندین خونه بالاخره چشممون یکی از خونه هار...

Part113مستقیم رفتم تو تختم و خوابم برد *+عووووف… اخخخخخخخخ. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط