{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب های تورا می چشم و می روم از حال.

لب های تورا می چشم و می روم از حال.
ای یاد تو در لوح دل من همه احوال


در خواب به آغوش خودم می کشمت باز
هرچند که دوری زمن و این دل بدحال.

.جایی مرو بی من که شوم نا خوش از این کار
در مهر و محبت به دل من مکن احمال.

دلگیر نباش ای دل و جانم به فدایت
شب ها به صبوری گذران می رسد اقبال.

روزی تو بیا با من و مهمان دلم باش محتاج لبان توام از ره برس امسال...
دیدگاه ها (۴)

مهربانم ؛حس بودنتقشنگ ترین حس دنیــــــاستتو کـه باشی ...هر ...

پشت شیشه های بزرگ دلتنگی گریه میکنم و آرزو میکنم که کاش برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط