مافیای من
مافیای من
Part 1
سو جونگ سو منشی پدر لینو: آقا، پدرتون گفتن که باهاتون کار مهمی دارن و خواستن که تشریف ببرین به اتاقشون
_ باشه تو میتونی بری
منشی سو: چشم
(صدای در زدن)
پ.ل(پدر لینو): بیا داخل
_پدر اقای سو گفتن که باهام کار مهمی دارین
پ.ل: اره بیا بشین خب.....پدربزرگت تصمیم گرفته که دیگه کار نکنه و کارشو بسپاره به تو یا به یکی از پسر عموهات سوهو و جونگ وو اما یه شرط داره
_شرط؟ چه شرطی؟
پ.ل: هرکدومتون که بتونه با دختر خانواده ی هوانگ ازدواج کنه میتونه جای پدر بزرگتون رو بگیره و به بزرگترین مافیای کره تبدیل بشه
(نکته: پدر بزرگ لینو یعنی لی چانگ سان بزرگترین مافیای کره است)
_این دیگه چه شرط مسخره ایه؟ من ازدواج نمیکنم مخصوصا با دختری که تاحالا نه دیدمش و نه میخوام ببینمش
پ.ل: لینو بشین دارم باهات حرف میزنم
_ چرا باید بشینم اگر شرط رسیدن به قدرت پدربزرگ اینه من همین الان انصراف میدم میتونه قدرتشو بده به اون دوتا پفیوز
& با پسر عموهات درست حرف بزن
_من رفتم فعلا...(از جاش بلند شد و رفت سمت در)
پ.ل: لی مینهو به محض اینکه پاتو از اون در بزاری بیرون بدون که دیگه نه برام ارزشی داری و نه راه برگشتی هست اگه میخوایی بری وسایلتم جمع کن همراهت ببر
_هوففف پدر تو چی میخای ها؟
پ.ل: من ازدواج تورو با اون دختر میخوام
ادامه دارد.....
Part 1
سو جونگ سو منشی پدر لینو: آقا، پدرتون گفتن که باهاتون کار مهمی دارن و خواستن که تشریف ببرین به اتاقشون
_ باشه تو میتونی بری
منشی سو: چشم
(صدای در زدن)
پ.ل(پدر لینو): بیا داخل
_پدر اقای سو گفتن که باهام کار مهمی دارین
پ.ل: اره بیا بشین خب.....پدربزرگت تصمیم گرفته که دیگه کار نکنه و کارشو بسپاره به تو یا به یکی از پسر عموهات سوهو و جونگ وو اما یه شرط داره
_شرط؟ چه شرطی؟
پ.ل: هرکدومتون که بتونه با دختر خانواده ی هوانگ ازدواج کنه میتونه جای پدر بزرگتون رو بگیره و به بزرگترین مافیای کره تبدیل بشه
(نکته: پدر بزرگ لینو یعنی لی چانگ سان بزرگترین مافیای کره است)
_این دیگه چه شرط مسخره ایه؟ من ازدواج نمیکنم مخصوصا با دختری که تاحالا نه دیدمش و نه میخوام ببینمش
پ.ل: لینو بشین دارم باهات حرف میزنم
_ چرا باید بشینم اگر شرط رسیدن به قدرت پدربزرگ اینه من همین الان انصراف میدم میتونه قدرتشو بده به اون دوتا پفیوز
& با پسر عموهات درست حرف بزن
_من رفتم فعلا...(از جاش بلند شد و رفت سمت در)
پ.ل: لی مینهو به محض اینکه پاتو از اون در بزاری بیرون بدون که دیگه نه برام ارزشی داری و نه راه برگشتی هست اگه میخوایی بری وسایلتم جمع کن همراهت ببر
_هوففف پدر تو چی میخای ها؟
پ.ل: من ازدواج تورو با اون دختر میخوام
ادامه دارد.....
- ۵.۲k
- ۱۲ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط