{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایـــــــــــــــا

خدایـــــــــــــــا

فانوست را کمی پایین تر بگیر
جاده ای که در آن قدم نهاده ام تاریک است
انتهایش را نمی دانم چیست.

میترسم انتهایش بن بست باشد ....
تو را به مهربانیت سوگند،

فانوست را کمی پایین تر بگیر تا روشنی بخش راه نامشخصم باشد.

نمی خواهم بی فانوس تو به جایی برسم که برگشتنم دشوار گردد و پشیمان شوم.

ای مهربانترینم ، من اکنون سخت به نور فانوست محتاجم....
دیدگاه ها (۱)

یادمان باشدوقتی ڪسی رابه خودمان وابسته ڪردیمدر برابر اشڪهایش...

❣اوج عشق❣کاش دلتنگی هم مثل اشک بود می ریخت و تمام می شدمی ری...

ولنتاینتون مبارک...

P5 ماشین آخرین خودرو از کاروان بود.طناز در تمام مسیر، خودش ر...

خون آشام من/پارت۳۱

امن ترین خطرپارت ۱۶«کسی که پشت سایه‌ها ایستاده» صدای آژیر هن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط