چند پارتی

چند پارتی
part:2

اههههه شت حتما دوربین گذاشتن تا چک کنن کی میاد اینجا رفتم رو صندلی و با اون تیغی که دستم بود روش رو خط خطی کردم اهاااا خوب شد

تیغ رو گذاشتم تو جیبم و رفتم بیرون که تازه یادم افتاد اون چاقویی که....
نگو که قاتل رو پیدا کرده..
سوار ماشین شدم و با تمام توانم رانندگی کردم و به سمت پاسگاه رفتم

۱۵ دقیقه بعد

قفل فرمون رو زدم و رفتم تو پاسگاه

ا.ت:کیم نامجون کجاست؟
سرباز:تو اتاق کار...
ا.ت:ممنونم

بدون اجازه درِ اتاقش رو وا کردم و رفتم تو

نامجون:چیشده؟
ا.ت:قاتل رو پیدا کردید(استرس)
نامجون:نه هنوز برای چی اینجوری اومدی تو
ا.ت:آخه یهو یادم افتاد که شاید اون چاقو مال قاتله باشه
نامجون:نه نیست حالا هم برو بیرون
ا.ت:چشم

هوففف رفتم تو اتاقم و یواشکی ویسکی که قایم کرده بودم رو از کشو در اوردم و ریختم تو لیوان آخيش هیچی مثل ویسکی حالم رو خوب نمیکنه البته من برخلاف همه که عاشق مستی بعدشن من عاشق طعمش ام چون من اصلا مست نمیشم خیلی ظرفیت بالایی دارم و برای یک زن این خوبه
داشتم به این فکر میکردم که نامجون چقدر مشکوک میزنه
که یهو یه فکری تو ذهنم اومد دستکش هام رو دست کردم و رفتم به سمت انبار اسلحه پاسگاه یکی از اسلحه ها رو ورداشتم

سرباز:قربان قربان(داد)
نامجون:چیشده
سرباز:سمت انبار اصلی بوسان قتل جدید انجام شده و طبق چیز هایی که میدونیم قاتله هنوز اونجاست
نامجون:به تمام نیرو ها بگو زود جمع شن تا بریم(داد)


ادامه دارد....

#بی_تی_اس #نامجون #جین #یونگی #اگوست_دی #شوگا #جیهوپ #هوسوک #جیمین #تهیونگ #جونگکوگ #کیپاپ #کیدراما
دیدگاه ها (۱۴)

چند پارتیpart:3نامجون:ا.ت کجایی بیا باید بریم ماموریت (بلند)...

بگید کدومم👍#بی_تی_اس #نامجون #جین #شوگا #یونگی #اگوست_دی #هو...

چند پارتیpart:1همه جا پره سر و صدا بود!بعضی ها داد میزدن و ا...

"لجبازی"part:4خودم هم با خیال راحت رفتم خونه ولی با این فکر ...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁵⁹چند روزی گذشته بود.... همه درگیر پیدا کرد...

فیک مافیای سیاه من part 3

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط