{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راه کج بود نشد تا به دیارم برسم

راه کج بود نشد تا به دیارم برسم
فال من خوب نیامد که به یارم برسم

بی‌قراری رسیدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم

شهریاری پر از اندوه ثریا هستم
شاید آخر سر پیری به نگارم برسم

استخوان سوز سیاهی زمستان شده‌ام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم

عشق هرروز دلم را به کناری می‌برد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم

مرگ دل‌بستگی آخر دنیای من است
می‌روم شاید روزی به مزارم برسم

"سید‌علی رکن الدین"

...............................................................................................
پ.ن: این شعر را به نام "شهریار" نیز ثبت کرده اند،

اما با توجه به این دو مصرع:
شهریاری پر از اندوه ثریا هستم / شاید آخر سر پیری به نگارم برسم

قطعا این شعر نمی تواند برای استاد شهریار باشد.

آدرس ما در تلگرام

https://telegram.me/joinchat/CCNo9j4WbB9lh0xs2B2Hdw
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

🎻۲۲:۱۸ | خیابان Saint-Jacques، منطقه پنجمدست‌هایش در جیب کتش...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 22_مامان هر غلطی بخو...

شعر زیبای " استاد شهریار "راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال...

شعر زیبای " استاد شهریار "راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال...

راه کج بود نشد تا به ديارم برسمفال من خوب نيامد که به يارم ب...

راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیامد که به یارم ب...

راه ڪج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیامد ڪه به یارم ب...

راه کج بود نشد تا به ديارم برسمفال من خوب نيامد که به يارم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط