{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان چیزی از تن است

جان چیزی از تن است
حالا که جان
جز چیزی از تن نیست
حالا که جان تن است
ای حذفِ جای من، ای جا،
در سینه در تمامِ سینهٔ تو
جا آنچنان می‌مانم انگار
دنیا در تن تو به آخر رسیده است...
دیدگاه ها (۱)

{ اشک من خودتو نگه‌دار نیا پایین منو رسوا می‌کنی آخه غم تو م...

در این سرای بی‌کسی، کسی به در نمی‌زند ..... ...

آقا......بابامای کاش باز آیی و من پای تو بوسمدر سجده روم صو...

در‌سرم‌نیست‌دگر‌غیر‌تو‌رویای‌کسی،قبلا‌هرگز‌نشدم‌‌اینهمه‌شیدا...

در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسیمن که هرگز نشدم این همه شیدا...

با اجازه ی مادر سادات رخت عزای پسرش را نه از جان بلکه از تن ...

تو جان و جهانی ابدی منی...قبلِ تو، دلم جای کسی بود که دیگر ن...

تو را که دوست دارم، دنیا کمی زیباتر می‌شود؛ انگار خدا تمامِ ...

با اجازه مادر سادات رخت عزای پسرش را نه از جان بلکه از تن در...

عزیزِ من…اَمـــروز #طُ را دیـــدم… و دُنیــا یـکـی شـــد.همـ...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط