{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرعتش رو کم کرد.....

سرعتش رو کم کرد.....
کنار خیابون ایستاد.......
ی شب ٢٠٠تومن......
نگاه کرد دید خواهرشه.....
هه.....زمین گرده مشتی......
دیدگاه ها (۳)

احمقانه ترین کار ممکن اینه که دردقیقه پروفایل کسی رو چک کنی ...

کاش میدونست چقد دوسش دارم اما نمیدونه......S_K

واقعا.....

.....

پارت ۳۳ 🖤یک شب، جونگ‌کوک منو به همون کافه‌ای برد که اولین با...

«رایحه پنهان»فردای آن روز | ۶:۰۴ صبحتق... تق... تق...صدای کو...

دید پنهان ,انفجار اشکار

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p17نینا وقتی وارد خونه شد، مادرش از آشپزخ...

* پدر خانواده‌ای که در کنسرت بالتیمور حضور داشت، اتفاقی جیمی...

جنگل نفرین شده پارت ۱۹

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p29تا چشم کار می‌کرد، جنگل‌های تیره دیده ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p24جیمین مستقیم به چشم‌هاش نگاه کرد.«فعلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط