{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

wolf

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦
✯part:¹¹
تهیونگ: پدر بزرگ چطور می‌تونی اسم اینا رو مادر پدر بزاری؟ (عصبی)
جونگ‌وو: پسرم آروم باش
تهیونگ: شما زده به سرتون
تهیونگ از خونه زد بیرون و با سرعت سوار ماشین شد حتی نمیدونست دقیقا کجا باید دنبال جنا برگرده دو ساعت کامل دنبال جنا میگشت مدام به جنا زنگ میزد ولی گوشی جنا خاموش بود عصبی بود و تصمیم گرفت برگرده خونه جلوی در حیاط جنا رو دید سریع ماشین رو پارک کرد و سمتش رفت
تهیونگ: جنا؟ جنا ببینمت
از مو های جنا آب می‌چکید و کف پا هاش زخمی بود حتی توی این حال هم گریه نمی‌کرد تهیونگ سریع بغلش کرد که جنا پسش زد
جنا: ولم کنین(داد)
تهیونگ: جنا من
جنا تازه اشک هاش سرازیر شد و با مشت به سینه تهیونگ ضربه می‌زد
جنا: آنقدر باهام مهربونه نباش(داد)
تهیونگ: چرا؟(اروم)
جنا: چرا؟ چون ... چون باعث میشه بخوام بهت تکیه کنم و من از این کار متنفرم وقتی اونجا تنها بودم امید داشتم بیای دنبالم جالبیش اینجاست که من تا حالا به هیچ کس امید نداشتم و تکیه نمیکنم
تهیونگ: خب...
جنا نزاشت تهیونگ حرفش رو ادامه بده و تهیونگ رو هول داد
جنا: تا همیشه
جنا با قدم های محکم تر سمت عمارت رفت خیس خالی بود پشت سرش تهیونگ وارد شد
جین‌آئه: زود برگشتی
جنا با نفرت بهش نگاه کرد که تهیونگ اومد جلو
تهیونگ: دیگه نبینم حتی یه نفر انگشتش به جنا بخوره
جنا بدون اهمیت سمت اتاق رفت و تهیونگ پشت سرش میومد وارد اتاق شدن که جنا برگشت به جنا نگاه کرد
جنا: چرا آنقدر چسبیدی بهم؟
تهیونگ: چسبیدم؟
جنا: آره من به هیچ کس نیاز ندارم
بعد از تموم شدن این جمله اش سرش گیج رفت و چشم هاش سیاهی می‌رفت تهیونگ تا متوجه شد جنا رو بغل کرد و روی تخت گذاشت
تهیونگ: دمای بدنت خیلی بالاعه باید لباس هاتون عوض کنی
جنا: فقط این دفعه اجازه میدم کمکم کنی
تهیونگ لبخند زد کمک جنا کرد که بره توی حموم تهیونگ بیرون منتظر موند جنا در رو باز کرد و به تهیونگ نگاه کرد
جنا: درکت نمیکنم
تهیونگ: مثلاً توی چی؟
جنا: چرا مراقبمی؟
جنا از بغل تهیونگ رد شد و روی تخت دراز کشید ⁦
=⁠_⁠=⁩
بچه ها اومدم مهمونی خیلی سروصدا میکنن نمیتونم تمرکز کنم خداااااااا😮‍💨😭😭
ببخشید خوشگلای من قول داده بودم پارت بزارم ولی واقعا تمرکز ندارم برید بخوابید شبتون بخیر 💋😮‍💨✨😭❤️
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #تهیونگ #هیونا #BTS #بهترین_فالوورای_دنیا #جنا
دیدگاه ها (۴)

⁦⁦⁦✧⁩wolf✧⁩⁦✯part:¹⁰چند روز گذشت جنا سخت کار میکرد تقریباً ه...

⁦⁦⁦✧⁩wolf✧⁩⁦✯part:⁹جنا: کی تو رو فرستاده؟ مرد: من هیچی نمی‌گ...

⁦⁦⁦✧⁩wolf✧⁩⁦✯part:⁶توی اتاق جنا تا دیر وقت مینوشیدن بدون این...

⁦⁦⁦✧⁩wolf✧⁩⁦✯part:⁵فردا صبح جنا بلند شد حموم رفت به خودش حسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط