{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگم دو سال پیش میخواست ختم انعام بگیره و تمام خانوم

مادربزرگم دو سال پیش میخواست ختم انعام بگیره و تمام خانومای فامیلو یه خانوم مداح هم دعوت کرده بود.
از صبح همه داشتیم کمکشون میکردیم که یهو ، یک ساعت مونده به مراسم برق رفت .
مادر بزرگم به پدرم گفت:
سریع زنگ بزن اداره برق بگو برقمون رفته!
بابای ما هم زنگ زدو گفت:برق ما رفته!
یهو مادر بزرگم از اونور گفت:
بگو خانوم آوردیم، کلی پول دادیم، حالا برق رفته شما خسارت مارو میدی...؟؟؟
بابای ما هم هول شد و با عصبانیت به طرف گفت:
کلی پول دادم خانم آوردم ، حالا که برق نیست چه خاکی تو سرم بکنم؟ شما خسارت میدی....؟!؟!
طرف هم نه گذاشت نه برداشت با خنده گفت:
دوست عزیز 2 تا شمع روشن کن شاعرانه تره...!!
دیدگاه ها (۱۸)

جوکر: می دونی زخم های صورتم برای چیه؟من ﻳﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﺯﻳﺒﺎ ...

واسه بازی پرسپولیس و فولاد رفته بودم استادیوم ، آخرای بازی ب...

قضیه ضرب المثل ماست مالی: هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و زن...

یه خانوم و آقایی توی اتوبوس بین شهری کنار هم افتاده بودن ......

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.3ته مین:خب وقتی با...

P10کانال های تلویزیون رو بی‌هدف میگشت،درواقع جسمش داشت این ک...

ماهِ لورنزو 🌙🥀لورا تو پارک منتظر مونا بودم گفته بود داداشم ر...

بچه تر که بودم مادربزرگم سواد داشت....عینک ته استکانی اش را ...

پارت۳ Fate

پارت 66حالا مگه چیشده_سعیده دهن من باز نکناااا_خخخ باشه بابا...

پارت۴۲جیهیو: رسیدیم خونه رو تقریبا ساعت ۸:۳۰ دقیقه بوداریکا:...

پارت ۴ عشق در نفرت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط