{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I loved be angel

I loved be angel
PART 9






چند مین بعد
ا/ت . قبل از اینکه بیای اینجا چیکاره بودی؟
تهیونگ. ( یه نگاهی به ا/ت انداخت که یعنی فضولی ؟
ا/ت . متوجه نگاه تهیونگ شد و عذر خواهی کرد ..
تهیونگ . هویت اصلیش رو پشت شخصیت دومش پنهان کرد و گفت ..
تهیونگ. من یه شرکت تولید دارو دارم ...
ا/ت .‌ واقعاا .... خیلی عالیه
تهیونگ . شاید
ا/ت . شاید نه قطعا خوبه .... اینکه یه شرکت دارو داشته باشی می تونه خیلی زود به درآمد برسونتت همینطور باعث نجات جون خیلی ها میشی
تهیونگ. هر کسی یه دیدگاه نسبت به چیزی داره
ا/ت . البته که اینطوره
تهیونگ. خیلی از رفتارات تعجب میکنم
ا/ت . چرا ؟ من رفتار بدی باهات داشتم؟
تهیونگ . نه ..... فقط خیلی نترسی...تا حالا هیچ کس انقدر راحت باهام حرف نزده بود .... اینکه تو چنین رفتاری از خودت نشون میدی واقعا برام عجیبه .... تو با بقیه دکتر های اینجا فرق داری
ا/ت . چه فرقی دارم ؟
تهیونگ. به زودی خودت متوجه میشی که چه فرقی داری...
ا/ت . و این یعنی نمیخوای بگی ...اوکی
تهیونگ. میخای تو شرکت من کار کنی ؟
ا/ت . مننن؟ ( تعجب
تهیونگ. اره تو
ا/ت . چیشد تو که تا دو دقیقه پیش به من گفتی احمق که زود اعتماد میکنم حالا خودت به این زوری بهم اعتماد کردی و درخواست کار بهم میدی ؟
تهیونگ . من هیچ وقت به تو اعتماد نکردم خانم دکتر اشتباه فکر نکن ..... فقط از جرعتت خوشم‌ اومد و اینکه به یه دکتر خوب تو شرکت نیاز دارم... من جز خودم به هیچ کس دیگه ای اعتماد ندارم ...
ا/ت . عجب....خیل خب باشه..... اگه زود خوب شدی و تونستی از اینجا بری بیرون منم تو شرکتت کار میکنم...
تهیونگ. تو واقعا کله شقی دختر... ( پوزخند
ویو سونگبین
سونگبین . امروز کلی در مورد این مرد که کلی خلاف های سنگین داشته تحقیق کردم .... لعنتی خیلی تمیز و دقیق وار میکنه و هیچ ردی از خودش به جا نمیزاره ... هم جور خلافی هم کرد و فقط از یه عکس کوچیک کسایی که کشته و مینداخته کنار جسد ها فهمیدیم که تمامی اینا کار اونه.....
بزرگ ترین خلاف هاش هم با قاچاق سنگین داروعه...
بلخره پیدات میکنم .... فقط صبر کن ...






ادامه دارد......
#تابع_قوانین_ویسگون
دیدگاه ها (۲۰)

I loved be angel PART 10سرهنگ مین. سونگبین هنوز چیزی در مورد...

I loved be angel PART 11ا/ت . ولی جدا از شوخی نسبت به بقیه ب...

I loved be angel PART 8ا/ت .رفتیم تو حیاط و رو یکی از نیمکت ...

I loved be angel PART 7ادمین. بعد از شام ا/ت و یورا و سونگب...

I loved be angel PART 12ویو شب ( ساعت ۹ ) ا/ت . این بارونه ه...

I loved be angel PART 16فرمانده پارک . چطور قربان خواهرش رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط