{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۴۱


ددی_فاکر


کوک:: همتون خوب میدونین پیوستن ب باند من دیگه راه برگشت جز مرگ نداشت و نداره
بعضیا سعی ب خیانت داشتن ک دیدین فرستادمشون جهنم
امشب یکی از اون شباس ک قراره قربانیای زیادی بدیم
میدونین ک این باندی ک قراره شکار کنیم خیلی صگن...

ساناکو:: خب سخنرانی تموم؟!
کوک:: تو جایی نمیای
ساناکو:: بریم

ساناکو رفت با بقیه
کوک پوزخندی زد و ب اندام بلند قامت و سکسیش نگاه کرد

کوک:
فاک یو🙂

...................................

سوبین:: جونم
آنا:: سوبینمممم
سوبین:: جووونم
آنا:: کجایی بیا پیشم
سوبین:: نمیتونم
آنا:: خب چرا؟!
سوبین:: کسی عمارت نیست جز چنتا بادیگارد...عه خو نمیشه بیام گوش کن اه
آنا:: باش خببب
سوبین:: فعلا بای

سوبین گوشیو قطع کرد و رفت تو سالن

سوبین:: خدا کنه نونا سالم بیاد


تو باند. N.k.e جنگ بود
با باند کوک
بزن بزن بود
افراد کوک هرچی شمش و گاو صندوق و...میدیدن ب باد میدادن و میبردن

ساناکو:: اههههه رئیس بوگوم رو ببینین
کوک:: وقت نداریم هی زخمیارو ببریم،زود بمبارو منفجر کن

& اما بعضیا بیگناه...
ساناکو:: خفه شو

ساناکو رفت و کوک هم رفت تو ماشین شخصیشون
راه افتادن برن

کوک:: ساناکو ،الو
ساناکو:: اهه می‌شنوم
کوک:: سالم برگرد...زود تمومش کن
ساناکو:: اوک

#
دیدگاه ها (۱۷)

پارت ۴۲ددی_فاکریوری:: خ..خب افراد بیگناه زیادیم کشته شدن😔سان...

پارت ۴۳ددی_فاکرساناکو رفته بود ب شرکت جیمین...جیمین:: خب...ک...

فصلــ💜دومــ💜پارت ۳ 💜ددی💜شوگره💜اجباریه من 💜سانامی:: ب..بیا بر...

فصلــ💜دومــ💜💜 پارت ۲ 💜ددی💜شوگره💜اجباریه من 💜سانامی:: مردمممم...

آبنبات تلخ

Part : 219چند دقیقه بعد حرف زدن تهیونگ و مامانشته : اوفف لعن...

My bloody love پارت ۲۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط