{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بلاخره رسیدیم بزرگ ترین پاساژ ججو رفتیم داخل زیاد شلوغ نب

بلاخره رسیدیم بزرگ ترین پاساژ ججو رفتیم داخل زیاد شلوغ نبود برای اطمینان دوتا از غول های کوک باهامون اومدن بعد از سه ساعت که یه عالهههههه خرید کردم دادم دست اون دوتا غول ببرن تو ماشین بعد هم خودمون رفتیم یه کافه اون طرفا و نشستیم که گارسن اومد
گارسن.سلام خوش آمدید چی میل دارین؟
کوک. قهوه دوبل با شکلات تلخ
تهیان. موهیتو
گارسن. چشم خدمتتون میرسم
بعد نشسته بودیم دستشوییم گرفت
تهیان. کوک دستشویی دارم
کوک. بلندشو تا دم درش باهات میام
تهیان. نمیخواد عزیزم
کوک.میام بعد به بادیگارد اشاره داد که هواسش به میز باشه
بعدم رفتیم توی دست شویی کارام انجام دادم رژ لبم و شارژ کردم خواستم برم بیردن که یه دختر با لباس خیلی باز و آرایش غلیظ دیدم که چسبیده به کوک و داشت هی باهاش عکس می‌گرفت جونگکوک هم خنده های خرگوشی می‌کرد و......و..و باورم نمیشه دستشو و انداخته بود دور کمر لخت دختره🥺خواستم برم بیرون که
دختر. اوپا کوک میشه یه عکس بگیرم ببوسمتون
کوک. من دوست دختر دارم
دختر.هرزهههه(آروم) خوب اون که نمیبینه لپتون و فقط🥺🥺
کوک. باشه
چییییی اون قبول کرد دختره لبشو گذاشت رو لپ کوک خواست عکس بگیره که من رفتم
تهیان. ک...ک..وک؟(بغض)
کوک. تهیان ببین آروم باش خوب؟ قشنگم بذار توضیح بدم
دختر. ولش کن بابا اون یه هرزست اوپا
کوک. خفههدشو دختره آشغال گمشو از جلو چشمم
اون رفت از اشکی از گوشه چشمم چکید و به کوک خیره بودم
کوک. ببین نفسم آروم باش گریه نکن خوب؟
تهیان. خفه شو برات متاسفم جونگکوک خیلی بی لیاقتی خیلی
نمیخوام دیگه ببینمت بروووو گمشوووو جونگکوک ازت متنفرم
(جیغ و گریه و داد)بعدم رفتم سوار تاکسی شدم و به هتل رفتم

از زبان جونگکوک
واییی دختره هرزه نباید میذاشتم نزدیکم بشه نمیدونستم تهیان اینقدر حساسه البته خوب من زیاده روی کردم وایی زندگیم داره عین ابر بهاری گریه میکنه و باعث میشه قلب من درد بگیره آه تهیان ببخشید عشقم قول میدم جبران کنم بیب سریع رفتم و سوار ماشین شدم و به هتل رفتم وقتی رسیدم سریع رفتم و وارد اتاق شدم توی بالکن نشسته بود و داشت گریه میکرد و وایی داشت سیگار میکشید؟
کوک. داری چه گوهیییی میخوری؟(عربده)
تهیان.به تو چه؟(از الان تا آخر حرفاشون با صدای بلند)
کوک. ببند دهنتو چرا گوش نمیدی؟
تهیان. چون هم دیدم و هم شنیدم چی شد
کوک. با اجازه کی سیگار میکشی؟
تهیان. تو با اجازه کی گذاشتی اون ببوستت؟
کوک. گفتم بهش اما خواهش کرد
تهیان. آها خواهش ازین به بعد هرهرزه ای خواهش کرد ببوسش خب؟ منم نادیده بگیر بیخیال شو من کیم به من چه؟ برو هرکی دلت خواست ببوس بغل کن به من چه؟(با جیغ و گریه)
کوک. خفه شو تهیان(داد) و یکی خوابوند زیر گوش تهیان

از زبان تهیان
دیدگاه ها (۰)

لباسای که تهیان خرید

کفش هایی که تهیان خرید

فلش بک به صبح با تابیدن نور خورشید به چشمام از خواب بیدار شد...

بلند شد و دستشو گذاشت رو لبام که حرفم قط شد کوک. باشه قشنگم ...

Part ²⁴کوک ویواز چشمم دور نموند یعنی چی گفت که ات حالش انقدر...

Part 7 <ویو نونا> رفتم خوابیدم، بیدار که شدم دست یکی دور بدن...

dark love

رومان عشق بینھایت پارت 6 از زبان ملیسا فردا شد رفتیم بہ مدرس...

رومان عشو بی نھایت پارت 10از زبان ملیسا رفتم خونہ و تمام مدت...

پسر بد (57)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_83با خوابالودی از سر جام بلن...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط