کوک بهتره دیگه بدون اجازه من از اتاق بیرون نیای چون زنده موندن تو ...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦

𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟑𝟕

کوک: بهتره دیگه بدون اجازه من از اتاق بیرون نیای چون زنده موندن تو دیگه نمیتونم تضمین کنم.

آنالی:سرمو به نشانه باشه تکون دادم.

کوک:به هانا میگم برات غذا بیاره تا من بیام خورده باشیش.

آنالی:گرسنه نیستم.

کوک: الان یه روزه هیچی نخوردی پس مثل بچه آدم می‌شینی غذاتو میخوری.

آنالی: اگه نه میگفتم حتماً دعوام میکرد پس باشه ای گفتم و به تاج تخت تکیه دادم.

..................

هانا:میتونم بیام تو؟

آنالی:بیا.

هانا:بفرما غذاتو آوردم.

آنالی:هانا میشه غذا رو یجایی بریزی که جونگ کوک نبینش؟

هانا:آنا ارباب همه جا دوربین داره اون موقع خودت تنبیه میشی بهتره غذاتو بخوری الان سه روزه هیچی نخوردی.

آنالی:خب باشه.
شروع کردم به خوردن غذا هانا تموم مدت بالای سرم بود و کارامو زیر نظر داشت.
قبلاً اینطوری نبود از روزی که تنبیه شدم وقتی که جونگ کوک نیست تموم کارامو زیر نظر داره.

آنالی:بنظر خسته میای بهتره بری استراحت کنی.

هانا:اما.........

آنالی:غذام دیگه تمومه لازم نیست که وایستی.

هانا:خب باشه فعلا(از اتاق رفت بیرون

آنالی:پشت هانا موقعی که رفت بیرون از اتاق خارج شدم و پشت سرش بدون سروصدا حرکت کردم.
هانا وارد اتاق کار جونگ کوک شد و منم پشت در اتاق وایستادم و به حرفاشون گوش دادم.
هانا داشت تموم کارایی که امروز کردمو به جونگ کوک می‌گفت.
اینم شانس منه توی این عمارت نمیشه به هیچ کس اعتماد کرد.

ادامه دارد...............‌∆
دیدگاه ها (۰)

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟑𝟖روی تخت دراز کشیدم وبه سقف زل زدم.هروقت به کس...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟑𝟗آنالی: داشتم از سرما یخ میزدم ولی غرورم اجازه...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟑𝟔در اتاق باز شد اولش فکر کردم که هاناست ولی نه...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟑𝟓آروم با دستام صورتشو نوازش کردم دلم نیومد اذ...

برادر سختگیر و وحشی من

هرزه ی حکومتی پارت ۱۱ ویو کوک کارام و کردم و رفتم تو اتاق ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط