اسم فیکولی تو نمیدونی که من عاشقتم
اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم
-چند دقیقه گذشته بود اهههه لعنتی چرا انقدر هوا گرمه برچسب روی عرق رو خوندم اههه این عرق این عرق هاریه ...
-خیلی گرمم بود نمیتونستم تحمل کنم دیکم هعی داشت بزرگ میشد نمیشد خودمو کنترل کنم یکی از هرزه ها هم که این وضعیت منو دید اومد و روی پاهام نشست دستشو گذاشته بود روی دیکم
علامت هرزه ○
○ددی مثل اینکه تحریک شدی درمان دردت جلو روته بیا بریم تو اتاق دیگه نمیتونم بیشتر از این تحمل کنم تو هم که بهم نیاز داری اههه ددی اوهوم
-منم اختیارم دست خودم نبود گذاشتمش روی کولم وارد اتاق شدم انداختمش روی تخت و......اسماتتتت توجه توجه همه ی اینها فیک هست پس باور نکنید 😁
فردا صبح
-بلند شدم دیدم لختم اون هرزه هم کنارم خوابیده من چیکار کردم حتما الان ا/ت نگرانم شده لباسامو پوشیدم به بادیگارد گفتم منو ببر خونه رسیدم خونه وارد شدم ا/ت رو دیدم که زیر چشماش گود افتاده بود
وقتی منو دید بلند شد واومد سمتم
+بعد از اینکه جونگکوک رفت منم رفتم یه دوش دوساعتی گرفتم لباس پوشیدم کمی آرایش کردم و .... غروب شده بود گفتم شام درست کنم چون الان ساعت 9 بود دوساعت طول کشید تا شام درست کنم شد ساعت 11
+با خودم گفتم اون حتما میاد شاید کاری براش پیش اومده نتونسته بیاد
همینجوری داشتم به خودم امید میدادم که اون میاد
یک ساعت دو ساعت سه ساعت و....
ساعت پنج صبح بود و هنوز خبری از کوک نشده بود هر چقدر هم به موبایلش زنک میزدم اون صدای مسخره رو میشنیدم
مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد لطفا بعدا تماس بگیرید
قیافم عین جن شده بود موهام بهم ریخته زیر چشمام گود و سیاهی حتی پف کرده بود
بالاخره ساعت 10 صبح شد که با شنیدن باز شدن در به خودم اومدم....
پارت 32
-چند دقیقه گذشته بود اهههه لعنتی چرا انقدر هوا گرمه برچسب روی عرق رو خوندم اههه این عرق این عرق هاریه ...
-خیلی گرمم بود نمیتونستم تحمل کنم دیکم هعی داشت بزرگ میشد نمیشد خودمو کنترل کنم یکی از هرزه ها هم که این وضعیت منو دید اومد و روی پاهام نشست دستشو گذاشته بود روی دیکم
علامت هرزه ○
○ددی مثل اینکه تحریک شدی درمان دردت جلو روته بیا بریم تو اتاق دیگه نمیتونم بیشتر از این تحمل کنم تو هم که بهم نیاز داری اههه ددی اوهوم
-منم اختیارم دست خودم نبود گذاشتمش روی کولم وارد اتاق شدم انداختمش روی تخت و......اسماتتتت توجه توجه همه ی اینها فیک هست پس باور نکنید 😁
فردا صبح
-بلند شدم دیدم لختم اون هرزه هم کنارم خوابیده من چیکار کردم حتما الان ا/ت نگرانم شده لباسامو پوشیدم به بادیگارد گفتم منو ببر خونه رسیدم خونه وارد شدم ا/ت رو دیدم که زیر چشماش گود افتاده بود
وقتی منو دید بلند شد واومد سمتم
+بعد از اینکه جونگکوک رفت منم رفتم یه دوش دوساعتی گرفتم لباس پوشیدم کمی آرایش کردم و .... غروب شده بود گفتم شام درست کنم چون الان ساعت 9 بود دوساعت طول کشید تا شام درست کنم شد ساعت 11
+با خودم گفتم اون حتما میاد شاید کاری براش پیش اومده نتونسته بیاد
همینجوری داشتم به خودم امید میدادم که اون میاد
یک ساعت دو ساعت سه ساعت و....
ساعت پنج صبح بود و هنوز خبری از کوک نشده بود هر چقدر هم به موبایلش زنک میزدم اون صدای مسخره رو میشنیدم
مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد لطفا بعدا تماس بگیرید
قیافم عین جن شده بود موهام بهم ریخته زیر چشمام گود و سیاهی حتی پف کرده بود
بالاخره ساعت 10 صبح شد که با شنیدن باز شدن در به خودم اومدم....
پارت 32
- ۱۱.۲k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط