{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پرنسس من

[پارت¹¹] "پرنسس من"

ویو کـوک:
از اون روز به بعد به لونا یاد دادم چطور با اسلحه کار کنه و چند تا چیز دیگه. تمام اینا یک ماه طول کشیدن اما خیلی خوب همه رو یاد گرفت.

بعدش تصمیم گرفتیم که بریم قاتل پدر لونا رو پیدا کنیم و بُکشیم.با چند نفر دیگه از آدمامون وارد خونه اش شدیم و محاصره اش کردیم
اسمش کانگ مین علامتش!

! به به چه افتخار بزرگی چند سال پیش پدر و الانم دختر قراره به دست من بمیره؟
+خفه شو آشغال. این دفعه من اومدم تورو بکشم.
!جدی؟ بکش ببینم میتونی یا نه.دختری که تاحالا نتونسته یه مورچه رو لِه کنه چجوری میخواد آدم بکشه؟
+همون موقع یه تیر زدم تو یکی از پاهاش.
اون دختر دیگه مرده. با لونای جدید آشنا شو

مرد که از درد فریاد کشید گفت.
!چه غلطی کردی؟
+تازه اولشه
اما نمیدونم یهو چیشد که کل آدمامون مردن و چند تا از آدمای کانگ مین وارد خونه اش شدن و اسلحه داشتن.
یهو کانگ مین اسلحه اش رو گرفت سمتم و شلیک کرد.همزمان منم بهش شلیک کردم و رفتار روی زمین.اما من هیچ دردی احساس نکردم. وایسا ببینم. من که تیر نخوردم پس...
دیدگاه ها (۰)

[پارت¹²] "پرنسس من"من که تیر نخوردم پس.. یهو با جسم کوک که...

[پارت¹³] "پرنسس من"آروم چشمامو باز کردم.توی جای نا آشنا بو...

[پارت¹⁰] "پرنسس من"_ من چه غلطی کردم؟ روز بـعـد:کوک ویو:لو...

[پارت⁹] "پرنسس من"از اون روز به بعد منو کوک بیشتر باهم وقت...

تیر عاشقی💘Part:2 کوک:لعنت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط