دختری دیدم که تنها در خیابان
دختری دیدم که تنها در خیابان
غرق در افکار خود پایین و بالا میرود ....
شاخه ای گل چیدم از یک بوته خار ....
رفتم و گفتم :
سلام ای مه لقا شیرین سخن ، زیبا کلام ...
گفتا علیک ....
شاخه گل پیشکش کردم بدو
گفتم که گل شرمنده است
گفتا چرا ....
گفتمش آخر شما دست تمام خوبرویان بسته ای ...
خندید و گفتا واقعا ....
گفتمش نادان بود هر کس جز این اقرار کرد ...
با شیطنت لبخند زد گفت آفرین ....
گفتمش این حجم زیبایی تو را آخر ز پا می افکند ...
گفتا که مرسی تو ولی خوب چاره نیست.....
گفتمش من در عجب هستم شما با این همه زیبا بی ات
آخر چرا تنها تر از تنها شدی ....
گفتا منم در حیرتم ....
گفتمش آخر نداند قدر زر را مسگری ...
زر را بدست زرگری باید سپرد ...
زیبا رخی همچون تو هم لایق فقط یک شاعر است ...
تا از خماری دو چشم نرگست هرشب بسازد قافیه. ....
بر تو بخواند اینچنین ....
زیبای من ...آرام جان ....
هر گز نباشد در جهان زیبا تر از تو یک گلی ...
همچون شقایق در چمن ...
یا چون گل سرخی تو در دشت و دمن
زیبا تر از نرگس تویی ...
مفتون تر از نیلوفری ...
گلگون به پیش ات لاله است ...
شرمنده هر آلاله است
مجنون اگر یکبار رویت دیده بود
که عاشق لیلای شدی ...
وامق ترا گر می شناخت ....
کی عاشق عذرا شدی ...
بیت الغزل با تو چه زیبا میشود ...
فصل الخطاب شعر من با تو فریبا میشود ...
هم جان و هم جانانه ای
مجنون تویی دیوانه ای .....
تو چون غزل مستانه ای ...
زیبا تو چون پروانه ای ...
... ....
دیدم که مروارید اشک از گوشه چشمش چکید ...
آرام زیر لب همی تکرار کرد ...
جان نزد تو ما در پی جانانه ایم
دل پیش جان باشد همی
ما در پی اش اوره هر شب بر در میخانه ایم ..
جانا بیا تا جان شویم ....
بر درد هم درمان شویم ...
رفتم بگیرم دست او ....
تا او شود درمان من ....
من بهر او جانان شوم ....
ناگه بجنبش آمدی ...گویی زمین و آسمان ....
پاشو ببینم ای فلان ابن فلان ...
با که تومی گفتی سخن...
پاشو ببینم بر چه کس عاشق شدی ...
بهر چه کس جانان شدی ....
بهر کدامین بینوا در خواب خوش درمان شدی ....
تو خود همه دردی و بس .....درمان کس خواهی شوی
پاشو ببینم با زبان چرب و نرم
باز با که نرد عشق تو انداختی ...
یا بر کدامین بی نوا دل باختی ....
پاشو ز خواب خوش فلان ..
ای العجب ....ای العجب ....
😂 😂 😂 #سعیدعرفانی
غرق در افکار خود پایین و بالا میرود ....
شاخه ای گل چیدم از یک بوته خار ....
رفتم و گفتم :
سلام ای مه لقا شیرین سخن ، زیبا کلام ...
گفتا علیک ....
شاخه گل پیشکش کردم بدو
گفتم که گل شرمنده است
گفتا چرا ....
گفتمش آخر شما دست تمام خوبرویان بسته ای ...
خندید و گفتا واقعا ....
گفتمش نادان بود هر کس جز این اقرار کرد ...
با شیطنت لبخند زد گفت آفرین ....
گفتمش این حجم زیبایی تو را آخر ز پا می افکند ...
گفتا که مرسی تو ولی خوب چاره نیست.....
گفتمش من در عجب هستم شما با این همه زیبا بی ات
آخر چرا تنها تر از تنها شدی ....
گفتا منم در حیرتم ....
گفتمش آخر نداند قدر زر را مسگری ...
زر را بدست زرگری باید سپرد ...
زیبا رخی همچون تو هم لایق فقط یک شاعر است ...
تا از خماری دو چشم نرگست هرشب بسازد قافیه. ....
بر تو بخواند اینچنین ....
زیبای من ...آرام جان ....
هر گز نباشد در جهان زیبا تر از تو یک گلی ...
همچون شقایق در چمن ...
یا چون گل سرخی تو در دشت و دمن
زیبا تر از نرگس تویی ...
مفتون تر از نیلوفری ...
گلگون به پیش ات لاله است ...
شرمنده هر آلاله است
مجنون اگر یکبار رویت دیده بود
که عاشق لیلای شدی ...
وامق ترا گر می شناخت ....
کی عاشق عذرا شدی ...
بیت الغزل با تو چه زیبا میشود ...
فصل الخطاب شعر من با تو فریبا میشود ...
هم جان و هم جانانه ای
مجنون تویی دیوانه ای .....
تو چون غزل مستانه ای ...
زیبا تو چون پروانه ای ...
... ....
دیدم که مروارید اشک از گوشه چشمش چکید ...
آرام زیر لب همی تکرار کرد ...
جان نزد تو ما در پی جانانه ایم
دل پیش جان باشد همی
ما در پی اش اوره هر شب بر در میخانه ایم ..
جانا بیا تا جان شویم ....
بر درد هم درمان شویم ...
رفتم بگیرم دست او ....
تا او شود درمان من ....
من بهر او جانان شوم ....
ناگه بجنبش آمدی ...گویی زمین و آسمان ....
پاشو ببینم ای فلان ابن فلان ...
با که تومی گفتی سخن...
پاشو ببینم بر چه کس عاشق شدی ...
بهر چه کس جانان شدی ....
بهر کدامین بینوا در خواب خوش درمان شدی ....
تو خود همه دردی و بس .....درمان کس خواهی شوی
پاشو ببینم با زبان چرب و نرم
باز با که نرد عشق تو انداختی ...
یا بر کدامین بی نوا دل باختی ....
پاشو ز خواب خوش فلان ..
ای العجب ....ای العجب ....
😂 😂 😂 #سعیدعرفانی
۳۰.۹k
۱۳ مهر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.