اما من عاشقتم
اما من عاشقتم!
پارت ۶
ویو ته
به اجوما گفتم براش غذا ببره و به یونگی هم گفتم
مکاملشون👇
ته: الو یونگی
یونگی: ها چته
ته: برام اطلاعات پسره رو دربیار
یونگی: هوفف باشه الان درمیارم
ته: بای
و قطع کرد و راهی شرکت شد شرکت مثل
هروز گذاشت تا اینکه صدای در اومد
ته: بفرمایین
یونگی: بیا این اطلاعات
ته: سلام خوبی منم خوبم ممنون
یونگی : زهر مار حوصلتو ندارم
ته: چی شده
یونگی: واقعا که میگی چی شده منو از خواب بیدار کردی هشت صبح ( گریه الکی )
ته: بده بیا دیگه
یونگی : بیا بگیرشون
خب ته الان درحال خوندن اطلاعات
جئون جانگکوک
محل تولد : بوسان
سال تولد : ۱ سپتامبر ۱۹۹۷
سن : ۲۸
اسم مادر: جونگ وون یونگ
اسم پدر : جئون جونگ ها جون
اسم برادر : جئون جونگ هیون
در وضیعت خانواده فوت کرده به دست قتل
شغل : پلیس
________________________________________
ویو ته
اینکه پدر مادر همونین که چند سال پیش کشتمشون
ته: یونگی پدر مادرش همونین که کشتمش
یونگی: خب خودشم بکش
ته : نه لازمش دارم
یونگی: برای چی ؟
ته: اون یه دختر نیست اما به عنوان یه زیر خواب میخوامش
یونگی : ته حواست است اون همجنس خودته
ته: خب به جهنم
یونگی : اصلا به من چه یه انسان که با یه
خر حرف نمیزنه من رفتم بای
ته: مرض و اینکه بای
هه جئون جانگکوک امشب بدجور کارت دارم(توی مغزش داره میگه )
بنظرتون اسمات بنویسم ؟
پارت ۶
ویو ته
به اجوما گفتم براش غذا ببره و به یونگی هم گفتم
مکاملشون👇
ته: الو یونگی
یونگی: ها چته
ته: برام اطلاعات پسره رو دربیار
یونگی: هوفف باشه الان درمیارم
ته: بای
و قطع کرد و راهی شرکت شد شرکت مثل
هروز گذاشت تا اینکه صدای در اومد
ته: بفرمایین
یونگی: بیا این اطلاعات
ته: سلام خوبی منم خوبم ممنون
یونگی : زهر مار حوصلتو ندارم
ته: چی شده
یونگی: واقعا که میگی چی شده منو از خواب بیدار کردی هشت صبح ( گریه الکی )
ته: بده بیا دیگه
یونگی : بیا بگیرشون
خب ته الان درحال خوندن اطلاعات
جئون جانگکوک
محل تولد : بوسان
سال تولد : ۱ سپتامبر ۱۹۹۷
سن : ۲۸
اسم مادر: جونگ وون یونگ
اسم پدر : جئون جونگ ها جون
اسم برادر : جئون جونگ هیون
در وضیعت خانواده فوت کرده به دست قتل
شغل : پلیس
________________________________________
ویو ته
اینکه پدر مادر همونین که چند سال پیش کشتمشون
ته: یونگی پدر مادرش همونین که کشتمش
یونگی: خب خودشم بکش
ته : نه لازمش دارم
یونگی: برای چی ؟
ته: اون یه دختر نیست اما به عنوان یه زیر خواب میخوامش
یونگی : ته حواست است اون همجنس خودته
ته: خب به جهنم
یونگی : اصلا به من چه یه انسان که با یه
خر حرف نمیزنه من رفتم بای
ته: مرض و اینکه بای
هه جئون جانگکوک امشب بدجور کارت دارم(توی مغزش داره میگه )
بنظرتون اسمات بنویسم ؟
- ۱۰.۵k
- ۰۱ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط