{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در اين سرماي استخوان سوز

در اين سرماي استخوان سوز
تو در آبروي خيابان
چه مشقي مي نويسي، نمي دانم
به چه چيز فکر مي کني را هم نمي دانم
چه حالي داري را هم نمي دانم..
از تمام عابرانِ اين شهر
چقدر به تو ارث خواهد رسيد را هم نمي دانم..
چه کسي قرار است که امشب
ضامنِ کتک نخوردنت شود را هم نمي دانم..
فقط مي دانم که
از آدامس و فالِ حافظ
انتظارِ مُعجزه نداري.. و مي دانم
تمام اين شهر هم برايت کلاه و شال گردن ببافد
هنوز سردت است و
بر سر ِ راهِ تمام عابران هم که
ترازو بکاري، باز هيچ کس
نمي تواند حواس تو را از ياد فقر، پرت کند...
دیدگاه ها (۱۷)

در این سرمای استخوان سوز تو در آبروی خیابان چه مشقی می نویسی...

در این سرمای استخوان سوزتو در آبروی خیابانچه مشقی می نویسی، ...

تو در آبروی خیابانچه مشقی می نویسی، نمی دانمبه چه چیز فکر می...

تو در آبروی خیابانچه مشقی می نویسی، نمی دانمبه چه چیز فکر می...

تمام این شهر هم که برایتکلاه و شال گردن ببافد، فرقی به حال ت...

تمام این شهر هم که برایت کلاه وشال گردن ببافند،فرقی به حال ت...

تو یکی از وبینارهای مملکت بین یه دختر به اسم "پرنیان" که پزش...

فکت باشه?!

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط