{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم خونه رفیقم!خواهرش بدون روسری با یه تیشرت و شلوارک او

رفتم خونه رفیقم!خواهرش بدون روسری با یه تیشرت و شلوارک اومد دم در سلام و احوال پرسی و دستش آورد جلو منم با کلی خجالت دست دادم وقتی رفیقم اومد ازش معذرت خواستم و گفتم:داداش شرمنده آبجی شما هم آبجی خودمونه!یهو زد توی سرم و گفت:
دیوانه اون داداشم بود :|
دیدگاه ها (۷)

برده عمارت جئون

Fabric of Love~P1صدای چرخ ها و اتو توی تولیدی میچرخیدچویا:هو...

I'm not jealous part ۲۹به سختی لای پلکامو باز کردم احساس کرد...

وقتی دوست صمیمیشی دوست دختر داشت ولی یه روز .. . اون کوک بود...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_33روی تخت نشستم که با ی حرکت...

Part ¹⁸ویو لیلیجدی نگاهم کرد _ تا کی میخوای معذرت خواهی کنی ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part7ترسیدم رفتم سمتش من:خوبی؟یهو سرشو آورد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط