ات وو لی دیروز میلیون گرفتم ججیمین شاید نده

ات: و.و لی دیروز ۱۰ میلیون گرفتم ج.جیمین شاید نده
باباش دستشو میزاره روی گردن ات میگه تو که هرزه خوبی هستی برو زیر پر و بالش .دستشو روی گردن ات فشار میده
ویو ات
خیلی درد میکنه گردنم.اشک توی چشام جمع شده بود
بعد مرگ مامانم ،بابام یه زن دیگه گرفت ،همش سر اون زنه هست که بابامم عوضی شده
گریه کردم
ات: ب.باشه ب.باشه
جیمین وقتی خواست بیاد خونه کوک و تهیونگ گفتن خیلی وقته ات رو ندیدم جیمین گفت بیاید بریم :))
جیمین در رو باز کرد و بابا و مامان ات رو دید
جیمین: ات (بلند )
مامان: جیمین پسرم ....اونطور که تو فکر میکنی نیست
(مامانش جلوی جیمین وایساده و مانع شده بود)
جیمین مامانشو کنار زد کوک رفت سمت باباش و جیمین هم رفت پیش ات
مامان ات میخواست گلدونو پرت کنه تهیونگ نمیزاره و مامانشو بیرون میکنه
کوک بابای ات رو میزنه و بیهوش میشه
ات از ترس دستشو میزاره روی گوشاش و داد میزنه
بسته.بب.سته ت.تمومش کنید
عقب عقب میره
جیمین ات رو بغل میکنه
جیمین: ات به من نگاه کن....چیزی نیست
ات: ب.بسته
و با استرس و صدای بلند میگه تمومش کنید...بسته بسته
تیهونگ زنگ زد به پلیس آمبولانس هم اومده بود
(خلاصه پلیس اومد )
باباشو بردن بیمارستان و پلیسا داشتن بازجویی میکردن هم از جیمین کوک ته هم از مامان ات
یه پلیس و یه دکی هم رفته بودن اتاق تا با ات حرف بزنن
دکتر : خانم ات کبودی های روی بدنتون رو کی کرده
ات: ....پ.پدرم
پلیس یاداشت میکرد
میشه بپرسم چرا
ات: پ.پدرم پول میخواست گ.گفت از جیمین بگیرم
پلیس: چقدر
ات: ده میلیون وون
دیدگاه ها (۰)

ات: ده میلیون وون پلیس: کی ات: د.دیروزپلیس : کجا و....پدر ات...

کوک ات▪️سن: کوک ۳۰ ات ۲۶ ▪️کوک و ات ..باهم ازدواج کردن ▪️ات ...

جیمین و ات پیتزا میخوردنات به ساعت نگا کرد ساعت۹ شب بود جیمی...

ات سرشو تکون میده ج: باشه بیا بریم حساب کنیم ات رفت لباساشو ...

پارت ۴۴ات: جیمین اخرین هشدارمه جیمین: عوم... منتظرم جیمین : ...

پارت ۵۴ات: مثلا روز عروسیمونه 😡جیمین: باشه باشه میمونیم ات: ...

یه شب نزدیک ساعت ۲ نصف شب صابخونه از خواب میپره و حس میکنه ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط