جیمین و ات پیتزا میخوردن
جیمین و ات پیتزا میخوردن
ات به ساعت نگا کرد ساعت۹ شب بود
جیمین:چیزی شده
ات: م.میشه ۱۰ م.میلیون وون به من ب.بدی ؟
جیمین: 10میلیون وون ؟
ات با سرش میگه اره
جیمین: چیزی شده
ات: لینادا...به پ.پول نیاز داره
جیمین: باشه
جیمین با گوشش ۱۰میلیون زد به کارت ات
ات:م.منون
جیمین: خواهش میکنم
ات ده میلیون رو زد به باباش
فردا مامان و بابای ات اومدن جیمین سر کار بود
ویو ات
دیدم مامان و بابام پشت درن
نمیخواستم در رو باز کنم ولی من واقعا دلم نمیخواد کتک بخورم
در رو باز کردم
بابا: تو یه هرزه کاملی
مامان : اره چطور ۱۰ میلیون گرفتی
ات: گ.گفتم لین.نادا نیاز داره
بابا: افرین
مامان: میدونی من 4 میلیون میخوام
بابا: اون برات جور میکنه عزیزم
مامان: اره
مامانش دستشو میزاره روی شونه ی ات و میگه ساعت 4 بعد از ظهر میخوام عزیزم
بابا: شنیدی
ات به ساعت نگا کرد ساعت۹ شب بود
جیمین:چیزی شده
ات: م.میشه ۱۰ م.میلیون وون به من ب.بدی ؟
جیمین: 10میلیون وون ؟
ات با سرش میگه اره
جیمین: چیزی شده
ات: لینادا...به پ.پول نیاز داره
جیمین: باشه
جیمین با گوشش ۱۰میلیون زد به کارت ات
ات:م.منون
جیمین: خواهش میکنم
ات ده میلیون رو زد به باباش
فردا مامان و بابای ات اومدن جیمین سر کار بود
ویو ات
دیدم مامان و بابام پشت درن
نمیخواستم در رو باز کنم ولی من واقعا دلم نمیخواد کتک بخورم
در رو باز کردم
بابا: تو یه هرزه کاملی
مامان : اره چطور ۱۰ میلیون گرفتی
ات: گ.گفتم لین.نادا نیاز داره
بابا: افرین
مامان: میدونی من 4 میلیون میخوام
بابا: اون برات جور میکنه عزیزم
مامان: اره
مامانش دستشو میزاره روی شونه ی ات و میگه ساعت 4 بعد از ظهر میخوام عزیزم
بابا: شنیدی
- ۷.۴k
- ۳۰ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط