{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

رمان/بلولاک
رمان/مایکل کایزر
رمان/معجزه عشق

پارت۵

کایزر گفت:کجا میری؟تلویزیون که تو آشپزخونه نیست

آلیس:میدونم دارم فقط خوراکی میارم تو برو بشین من بیارم

کایزر:باشه

کایزر رفت رو مبل روبه روی تلویزیون نشست تا آلیس بیاد

چند دقیقه بعد آلیس با کلی خوراکی اومد که کایزر دهنش باز موند

خوراکی هارو گذاشت جلوی میز روبه روی مبل و رفت یه فلش برداشت و به تلویزیون وصل کرد

اومد کنترل رو برداشت و رفت تو لیست فیلم و همینطور که دنبال فیلم مورد نظرش بود کایزر گفت:چطوری کار با تلویزیون رو بلدی؟

آلیس:تو بلد نیستی؟

کایزر:نه

آلیس:باشه پس بهت یاد میدم

آلیس بعداز یاد دادن اینکه چطوری از کنترل استفاده میکنم فیلم مورد نظرش رو پیدا کرد و زد رو پخش

پتویی که از قبل اونجا بود رو دور خودش پیچید که کایزر گفت:چرا پتو دور خودت میپیچی؟هوا که سرد نیست

آلیس:برا اینکه اینجوری فیلم ترسناک دیدن حال میده

و بخش بلند پتو رو دور خودشون پیچید که فیلم شروع شد(تمام مدت تیتراژ نشون میداد)

وسطای فیلم بود که آلیس و کایزر مثل چی ترسیده بودن و محکم همو بغل کرده بودن بدون اینکه متوجه بشن و بعضی اوقاتم چند تا پفیلا یا چیپس میخوردن

یهو یه هیولا اومد جلو که هردو بلند جیغ کشیدن و که برقا رفت

اره شب بود و هیچ جا رو نمیشد دید

آلیس و کایزر هنوز به هم چسبیده بودن و با ترس اطراف رو می‌دیدن ولی چیزی جز تاریکی دیده نمیشد

یهو چیزی افتاد زمین و شکست که جیغ فرابنفش زدن و با تمام سرعت با هون پتوی دورشون پاشدن رفتن اتاق آلیس(البته بخاطر تاریکی نفهمیدن رفتن کدوم اتاق )

یهو افتادن رو تخت ولی زود بلند شدن و به تاج تخت چسبیدن و زیر لب هعیی خدا خدا میکردن

یهو صدای جیر جیر در اومد که آلیس از ترس بیهوش شد افتاد رو کایزر که کایزرم دیگه بیهوش شد و افتاد و اینجوری هردو تا صبح رو تخت بیهوش موندن(و یاد گرفتن که دیگه وقتی خونه تنهان فیلم ترسناک نبین😂😂🤣)
دیدگاه ها (۰)

رمان تهیونگ

پارت ۲۰ (هنوز فلش بگ دیشبه تهکوکه)«خوش برگشتی نفسم...بشین»«م...

وقتی دلدرد داشتی...¹جیمین،برادر بزرگترت بودحدودا ۱۲ سال باهم...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p23ساکت بود.نینا آروم پلک‌هاش رو تکون داد...

پارت⁴که یهو جونگکوک اومد پیششونجونگکوک: چه خبره اینجا؟( خنده...

درود🙂پارت :12گذشت روباه و اینده روباه خب اوبیتو داشت به این...

پارت ۴ساعت ۱۱ و ۱۹ دقیقه صبح_تهیونگ:با اذیت شدن چشمم توسط نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط