سنگدل

#سنگدل

part 17

جینو بسیار عصبی بود

چند ماه همانطور گذشت

رومی بدنش زخمی بود
دوباره جینو دستور داده بود او را به زیر زمین ببرند
چند دقیقه ای گذشت که صدای فریاد های رومی را شنید که صدایش میکردند
ناگهان رومی فریاد زد و گفت جینو
جینو دلش ریخت
اولین بار بود
چندین بار اینگونه صدای رومی را شنیده بود ولی این بار با جینو گفتن رومی قلبش ذوب شد
انگار حس هایی به رومی داشت
به خودش آمد
متوجه قطع شدن صدای رومی شد
سریع بلند شد و به زیر زمین رفت
در را محکم باز کرد
رومی را دید که از هوش رفته و بدنش خون ریزی کرده
با دیدن آن وضع رومی عصبی شد
نگهبانی که رومی را کتک زده بود را با یک تیر کشت
عصبی بود
ولی رومی الان برایش مهم بود
رومی را بلند کرد و به اتاق خود برد
رومی را روی تخت گذاشت
نگاهی به رومی کرد و نگاهی به اتاق
تازه متوجه کارش شده بود

_نه نه نه جینو چت شده؟دیوونه شدی پسر؟؟

جینو داشت با خود حرف میزد که متوجه زمزمه ای شد
نگاهی به رومی کرد
نزدیک رومی شد و به زمزمه های رومی گوش کرد

+نه اینکار و نکنید نه جینو لطفا ازت خواهش میکنم

رومی در خواب درحال التماس کردن و گریه بود
جینو با شنیدن دوباره اسمش از رومی بیشتر قلبش ذوب شد
رومی همانطور در خواب گریه میکرد و التماس میکرد
ولی این بار بلند

ناگهان رومی فریاد زد

+جینو نرو لطفا نه خواهش میکنم ترکم نکن اون دختر دوستت نداره نرو

رومی از خواب پرید
با دیدن جینو کمی ترسید و خودش را عقب کشید
با ترس گفت

+ارباب ب..ببخشید من م..من م..معذرت میخوام

جینو به رومی خیره بود

_رومی

رومی ترسید و خودش و عقب کشید
انقدر عقب رفته بود که گوشه تخت نشسته بود
با ترس باز کمی عقب رفت که کم مونده بود بیوفته که جینو سریع او را به آغوش کشید
رومی ترسیده بود
گریه اش گرفت
جینو رومی رو از خودش جدا کرد

_رومی منظورت از اون دختره چی بود که توی خواب گفتی؟؟
+ارباب م..من
_بهم بگو
+دوست دختر قبلیتون
_چرا گفتی دوستم نداره و چرا گفتی ترکت نکنم؟؟
+من ف..فقط
_راحت باش و بهم بگو بهت آسیبی نمیزنم
+واقعا بهم آ..آسیبی نمیزنید؟؟
_نه
+ب..باشه
_بهم بگو
+ارباب یک روز که شما نبودید و دوست دختر قبلیتون که روز اولش بود اومده بود به این عمارت همه خدمتکار ها مرخصی بودند و فقط من عمارت بودم و شما بیرون بودید توی اتاقم بودم که صدایی شنید از اتاقم رفتم بیرون که متوجه شدم صدا از سالن میاد صدای خنده دوست دختر قبلیتون و یک مرد اولش فکر کردم شمایید رفتم تا بپرسم چیزی میل دارید که متوجه شدم اون مرد شما نبودید
_چرا زودتر بهم نگفتی؟؟
+تهدیدم کرده بود
_چه تهدیدی؟؟
+این که اگه بهتون بگم من و میکشه

جینو به رومی خیره بود که از تخت بلند شد و کلافه دستی به موهایش کشید
رومی ترسید
سریع روی زمین نشست و گریه کرد و التماس

+ارباب لطفا شما بهم گفتید آسیبی بهم نمیزنید لطفا باهام کاری نداشته باشید

جینو نگاهی به رومی کرد
نشست و اشک های رومی را پاک کرد
رومی را بلند کرد و صورتش را قاب کرد

_من بلایی سرت نمیار خیالت راحت

و رومی را در آغوش گرفت

ادامه دارد......
دیدگاه ها (۰)

#سنگدل part 18رومی از رفتار جینو تعجب کرده بودناگهان جینو رو...

#سنگدل part 19جینو این رفتارش را درک نمیکرددرک نمیکرد که چرا...

#سنگدل part 16رومی خود را آرام کردبه اتاقش رفت لباس راحتی پو...

#سنگدل part 15چند ساعتی گذشتشامشان را خورده بودند و در حال ص...

ONLY MINE PART 4چویی. سرت به تنت زیادی کرده ارههه ( دادا/ت ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط