{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد و زن نشسته اند دور ِ سفره . مرد قاشقش را زودتر فرو می

مرد و زن نشسته اند دور ِ سفره . مرد قاشقش را زودتر فرو می برد توی كاسه سوپ و زودتر میچشد طعم غذا را و زودتر میفهمد كه دستپخت همسرش بی نمك است و اما زن چشم دوخته به او تا مُهر تاييد آشپزی اش را از چشم های مردش بخواند و مرد كه قاعده را خوب بلد است، لبخندی ميزند و می گويد : "چقدر تشنه ام !"
زن بی معطلی بلند میشود و برای رساندن ليوانی آب به آشپزخانه ميرود. سوراخ های نمكدان سر ِ سفره بسته است و به زحمت باز می شوند و تا رسيدن ِ آب فقط به اندازه پاشيدن ِ نمك توی كاسه زن فرصت هست برای مرد.
زن با ليوانی آب و لبخندی روی صورت برميگردد و می نشيند . مرد تشكر می كند، صدايش را صاف می كند و ميگويد:
" می دونستی كتاب های آشپزی رو بايد از روی دستای تو بنويسن؟ "
و سوپ بی نمكش را می خورد ؛ با رضايت
و زن سوپ با نمكش را میخورد ؛ با لبخند!
میدونید این زن خوشبخت کیه؟
» برگرفته از خاطرات همسر امام خمینی «
دیدگاه ها (۲)

ضیافت مخصوص برای پرنسس بی تی اس

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴¹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا حدود یک ساعت ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁶ویو میکا_____صبحِ روزِ ...

سناریو

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "61"☆ویو هانا☆بعد از رفتن آقای الکس، چند لحظه همون...

زیبای کوچک فریبکار

شاهکاری به نام دروغ

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part¹ "توصیف در یک جمله:آن ظهره شوم" آت از ساعت ۸...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط