اما کوک پیش قدم شد و شروع کرد

اما کوک پیش قدم شد و شروع کرد…
همه ساکت شدن و مات و مبهوت به صدای اون گوش میدادن… اون صدا واقعا بی نظیر بود حتی از خود اهنگم قشنگ تر بود… یکم بعد صدای منم همراهیش کرد… همه متعجب داشتن گوش میدادن ..چشم های بستم با تموم شدن اهنگ باز شدن… همه دست میزدن… دخترا ذوق مرگ شده بودنو پسرا هم مات و مبهوت خیره شده بودن… بزرگترا هم دست میزدنو تعریف میکردن…
بیتا : عوووووف اینجا خیلی ساکته بیاین ماها بریم تو اتاق
کوک دم گوشم زمزمه کرد
×چرا باید بریم تو اتاق ?
+عشقم یه شبه
در کل 7 نفر بودیم اما بیتا اسرار داشت بازی کنیم ..
+بیتا پسرا 3 نفرن و ماهم 4 نفریم خب 7نفر ادم میخوای تو اتاق چیکار کنن??
بیتا:  عووف… یکم بازی میکنیم ، یکم میخوریم ، میرقصیم ..انتظار نداری جلوی مامان اینا اینکارارو بکنم که ..
کلافه پوفی کشیدمو باشه ای گفتم… رفتیم تو اتاق
پوریا: خب به سلامتییی..
× من نمیخورم
مترجم ترجمه کرد
فدرا:  وا!!! چراااا????
+منم نمیخورم
بابک : (هینی کشید)  ا/ت تو همون ادمی هستی که خودتو تو بچگی کشتی تا یه قلپ بخوری
+بابک این همه ادم تو خونست نمیشه که مست کنیم ..
فرین:  ا/ت بخوریم دیگه… تروخدااا
+باشه.. کوک کم میخوریم
پوریا : ایوللل
بیتا : خب خب بازی اینطوریه ..بطری رو میچرخونیم رو به هر کی افتاد اول باید لیوانشو سر بکشه و بعد به جرعت یا حقیقت جواب بده… فهمیدین ?
پوریا:  یسسسسس… من میچرخونم… اوووه کوک و بابک… کوک سر بطری سمت توعه باید اول لیوانتو سربکشی
کوک یه ضرب همشو خورد
****اووووووووو
بابک : جرئت یا حقیقت ?
×حقیقت
بابک : ا/ت رو چقدر دوست داری ?
×بیشتر از جونم
****اووووووووووو
بابک : خب من میچرخونم… .
بعد چند دست بازی همه کم و بیش مست بودن
بیتا : اااا… بطری تموم شددددد… ا/ت برو از تو اتاق عموت بیار
+نمیشه… بسه… خیلی خوردیم…
بیتا : بیار دیگه
کوک هم که مست بود تایید کرد
+عوووف خیلی خب الان میام
از اتاق اومدم بیرون و درم بستم… رفتم تو اتاق عموم… تو کمدش چیزی که میخواستمو پیدا کردم
در رو باز کردمو با دیدن چیزی که دیدم داغون شدم.
بیتا روی پاهای کوک نشسته بود و داشت لباشو وحشیانه میبوسید ..کوک هم همراهی میکردو دستش روی رون پای بیتا درحال حرکت بود ..با دیدن من همه هینی کشیدن ..بیتا منو نگاه کردو بعد عقب رفت ..کوک تازه فهمید داشت چیکار میکرد ..اشکام دونه دونه زمینو حس میکردن

#loveme°•
دیدگاه ها (۳۱)

Part69×ا/ت… .ا/تتتت.. نه بخدااا+خفه شوبیتا دستشو رو دهنش گذا...

Part70((دخترا تو کره)) میرا:  من دلم شور میزنه کتی:  هاا?? م...

Part68((ا/ت))یکم بعد از حرف زدن با فرین و فدرا زنگ در به صدا...

Part67ته ته : رو تختی رو جمع کرد اونور و منو از پشت تو بغلش ...

سرنوشت "p,26...بدنم مور مور شد و این از نگاه بچه ها مخفی نمو...

"سرنوشت "p,36...۱۰ مین بعد ....ا/ت : بریم تو ؟ سرده....کوک :...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط