Atre Yas :
Atre Yas :
✅ کارنامه اش را که گرفت ،
راه افتاد تا برود جبهه ،
برای چندمین بار .
همه آمده بودیم دم در .
بابا قرآن کوچکش را باز کرد ،
صورتش سرخ شد .
احمدرضا را دوباره بغل کرد و بوسید .
احمدرضا که رفت ، گفتیم چه آیه ای آمد .
گفت :
" آیه ای که ابراهیم پسرش را می برد قربانی "
✅ کارنامه اش را که گرفت ،
راه افتاد تا برود جبهه ،
برای چندمین بار .
همه آمده بودیم دم در .
بابا قرآن کوچکش را باز کرد ،
صورتش سرخ شد .
احمدرضا را دوباره بغل کرد و بوسید .
احمدرضا که رفت ، گفتیم چه آیه ای آمد .
گفت :
" آیه ای که ابراهیم پسرش را می برد قربانی "
- ۱.۲k
- ۱۸ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط