p

p.2

صدای خوردن به زمینت تا آشپزخونه اومد

جونگکوک: ات چیزی شد؟ چیزی انداختی؟

جونگکوک سریع از جاش بلند شد و به سمت در دستشویی اومد و بدن بی جون تو که توی دم در دستشویی پهن شده بود..

جونگکوک: ات اتتت صدامو می شنوی؟

یکم به دستش آب زد و نشست کنارت

جونگکوک: ات بلند شو

ولی بی اثر بود...
جونگکوک از کمر گرفتت و بلند شده بود..
استرسی که تو صداش بود..
ترسی که تو نگاهش بود...
ارزشی که تو دستش بود به وضوح معلوم بود

سرتو گذاشت رو شونش و با آسناسور پایین رفت و تورو توی صندلی عقب گذاشت..
ماشینو روشن کرد و محکم رو گاز گرفت..
و با سرعت وحشتناکی گاز میداد...

-----------------------------------------------

شرایط: ۶ لایک و ۶ کامنت
دیدگاه ها (۶)

p.3تورو رو تخت بیمارستان گذاشت و دکتر اومد چکت کنه...دکتر: ح...

درخواستی بدین که سناریو بنویسمفقط از بی تی اس مینویسم

ترمیم روح خراشیده تو...Yuna....از جونگکوک...P.1روی زانوهات ن...

p.5دستی به گردنبندت کشیدی سرتو پایین انداختی و بغض و اشکی که...

چندپارتی☆درخواستی>>>p.1《فلش بک به ۲۷ دسامبر پنجشنبه شب》_جونگ...

playmate_p45

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁵⁹چند روزی گذشته بود.... همه درگیر پیدا کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط