{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیمه شب است و مانده علی که چه ها کند

نیمه شب است و مانده علی که چه ها کند

باید بساط غسل کسی را به پا کند

حیدر بنا نداشت که بی فاطمه شود

اما بناست خانه ی قبری به پا کند 

با گریه کار غسل خودش را شروع کرد

باید که مثل شمع نباید صدا کند

بعد از سه ماه رو زدن و رو ندیدنش

وقتش رسیده فاطمه را رو نما کند

هر عضو شستشوش یکی را ز هوش برد

مانده علی چه با جگر بچه ها کند

دستش کجا رسید که دادش بلند شد

مجبور شد که کار خودش را رها کند

مانده که گرم شستن زخم تنش شود

یا فکر جابجا شدن دنده را کند

زهرا چه راحت است و علی پر جراحت است

دنیا نخواست با جگرش خوب تا کند
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

#oneshatبا نگاهی سرد و کمی اخم آلود از دفتر کنفرانس بیرون آم...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خواهش میکنم تا اخر ببنید و نشر بدین. اونوقت که من حرف می زن...

شهر در دست قاتلان است‌از دیشب تا حالا که خبر کشته شدن حمیدرض...

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

پارت ۹گیجی و سردردم کمی فروکش کرده بود از جا بلند شدم. بالاخ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 113✦...................

نیمه شب است و مانده علی که چه ها کندباید بساط غسل کسی را به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط