{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم مغازه لوازم آرایشی، یه دختره اومده با اعتماد به نفس

رفتم مغازه لوازم آرایشی، یه دختره اومده با اعتماد به نفس کامل میگه :ببخشید آقا ریمل (ماسکارا) دارید؟... فروشنده هم با یه لبخند ملیح با متانت برگشته میگه :خانوم، ماسکارا خودش یعنی (ریمل)، اسم مارک نیست!
دختره :><
افق :()
ماسکارا:
و من:...
دیدگاه ها (۷)

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: بیست و یک مین جی: با قدم های ا...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

یوکی با چشمای گرد به گیو نگاه میکنه و سعی میکنه فکر نکنه ...

____[The Forbidden Crossing]____

فیک تهیونگ

صدای مهیب p13

My idol

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط