{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی وقتها باید یقه‌ ی احساست را بگیری

بعضی وقتها باید یقه‌ ی احساست را بگیری

با تموم قدرت سرش داد بزنی و بگی:

تورو خدا بسه‌

بسه‌ دیگه‌ تا حالا هرچی کشیدم از دست تو بود
دیدگاه ها (۲)

گفتم بیا . . . گفت پاهایم یخ زده ! و من به پایش سوختم ! ...

هیچوقت نفهمیدم چه رازیست بین دلم و دستم از دستم رفت به ه...

♥♡ﻣــﯿﮕَـﻦ ﺭﻓــﯿــﻕ ﻣِـﺜلـہ ﺳـﺎﯾــہ ﻣـﯿـــموﻧـــہ♡♥ ★□اﻣــّ...

همیشه بهم میگفت:زندگیمی . . . وقتی رفت بهش گفتم: مگه من زندگ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part31نفس عمیقی کشیدمو رو تخت نشستم دلم خیلی ...

بچه ها تاحالا عاشق کسی شدین که اصلا دوستون نداشته و بخاطر چی...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part71سعید خونسرد رو تخت نشسته بودسعید:چطوری ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part38اومد جلو و بقلم کرد ولی پس زدمشسعید:چرا...

دلبر جانم 💖همیشه به این فکر میکنم که چقدرخوشبختم که تورو دار...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

دلبر جانم 💖 pari 🫂همیشه به این فکر میکنم که چقدرخوشبختم که ت...

سناریو ساکورا هاروکابسم الله الرحمن الرحیم این داستان: آموزش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط