{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«وقتی خواهرش بودی»

«وقتی خواهرش بودی»

شخصیت ها
نامجون=۳۰ سال
جیهو=۲۷ساله(دوست دختر نامجون)
یونا=۱۷ساله(خواهر نامجون)

یونا خواهر نامجونه که از ۳ سالگی باهاش زندگی میکنه چون توی به حادثه اتش سوزی مادر و پدرشونو از دست دادن):

----------------------------------------------
P1

ویو نامجون - ساعت ۴:۱۷ بعدازظهر

نامجون داشت با آرامش دوش می‌گرفت که صدای جر و بحث از آشپزخونه به گوش رسید. سریع خودش رو خشک کرد و لباس پوشید. وقتی به آشپزخونه رسید، صحنهٔ وحشتناکی دید:

یونا روی زمین نشسته بود و دستش رو روی پیشونیش گذاشته بود که خون می‌اومد. جیهو با صورت برافروخته کنارش ایستاده بود و لیوان شکسته‌ای روی زمین بود.

نامجون: "چه خبر شده؟! یونا چی شده؟!"

جیهو با دستپاچگی گفت: "لیوان از دستم افتاد... تصادفی بود."

اما یونا که داشت گریه می‌کرد، چیزی نمی‌گفت.

نامجون زانو زد کنار یونا و با دقت زخمش رو بررسی کرد:
"باید بریم بیمارستان."

جیهو سعی کرد دوباره توضیح بده: "گفتم که تصادفی بود..."

نامجون با نگاهی سرد گفت: "بعداً صحبت می‌کنیم."

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

✨ وقتی خواهرش بودی و...P2 تو بیمارستان، بعد از اینکه یونا رو...

دو پارتی جونگ کوک❤️‍🔥P1ویو جونگ کوک - ساعت ۶ عصرات تو اتاق خ...

دوپارتی یونگی🔥P2گفتم:تا اون شخص نفس میکشه عاشق میمونه و جایی...

دوپارتی یونگی🔥P1ویو یونگی - ساعت ۱۱:۵۴ شباستودیو خالی بود. ف...

پیشت اومدم...۳

ازدواج قرار دادی (پارت آخر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط