{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسرکی که سوار اتوبوس بود، شکلاتیاز جیبش درآورد و در دهان

پسرکی که سوار اتوبوس بود، شکلاتیاز جیبش درآورد و در دهان گذاشت
و بعد یکی دیگر
و یکی دیگر...

مردی که کنارش نشسته بود،گفت
" میدانی خوردن شکلات زیاد باعث پوسیدن دندان ها میشود ؟ "

پسرک با خونسردی پاسخ داد
پدربزرگ من 140 سال عمر کرد!!

مرد با تعجب پرسید
" چون شکلات می خورد این همه عمر کرد ؟ "

پسرک پاسخ داد: " نه، چون همش سرش تو کار خودش بود "


حرف راست رو باید از بچه شنید.
دیدگاه ها (۶۵)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p20نینا از اتوبوس پیاده شد.هوا رو به تاری...

007-پنهان در مه - پارت ۹۶

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

استاد جئونpart 3ویو رینا: ماشین رو جلوی بزرگترین شهر بازی سئ...

🖤 مافیای منقسمت هشتم | قانون جونگکوکساعت شش عصر بود.ات لپ‌تا...

**پارت هشتم: شلیکِ مالکیت**عمارت غرق در صدای موسیقی و خنده‌ه...

پارت سوم: مهمان ناخوانده 🖤🌧️صبح هنوز کامل نشده بود که عمارت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط