{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَر (ْ9الضحى)

فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَر (ْ9الضحى)
پس يتيم را هرگز خوار و رانده مساز.
مادرم دروغگو بود!!!!
پسرکی شش ساله مادرش فوت کرد.
پدرش برای بار دوم ازدواج کرد.
روزی از روزی ها پدرش ازو پرسید:
پسرکم مادر جدیدت با مادر قبلی تفاوتی هم دارند؟
با ناراحتی نگاهی تند به پدر کرد و گفت:
بله
مادرم حرفهایش دروغ بود
اما مادر جدید تمام حرفهایش راست است.
پدرش با تعجب پرسید:چطور چنین چیزی ممکنه
جواب داد:
موقعی که بازی میکردم و مادرم از دستم عصبانی میشد بهم میگفت اگه دست از بازیگوشی بر نداری امروز از غذا خبری نیست
تا وقتی که دنبالم میکرد و من از خونه بیرون فرار میکردم
اما دنبالم میومد و تو کوچه های ده دنبالم میگشت و برمیگردوندم خونه و بهم غذا میداد.
اما
الان وقتی بازی میکنم مادرم میگه اگر دست از بازیگوشی بر نداری از غذا خبری نیست
و
من
دو روزه که گرسنه ام!!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۶)

یا الله، درست است یا الله قاب‌کاری نشده و یا با کاشی های گرا...

بی شک اگر حیوانات قادر به ایجاد دینی بودند، در آن دین شیطان ...

به مناسبت سالروز آتش سوزی مدرسه شین آباد؛ "از زخمهای کهنه ش...

ﻣﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ 1070 ﮐﻮﺩﮎ ﺍﺳﺖ . . " ﺍﺣـﺪ ﻋﻈﻴـﻢ ﺯﺍ...

پارت ۱ویو ا.ت ( سوجون ) اسمی که ازش متنفرم با بغض داشتم بهشو...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره.و... p8 قوانینی هست که باید ...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:④پدرم گفت دست‌هاشو تو هم گره زد: «بله ژنرال ...

★دستبند ما؟!...p⁵(end)با اطمینان گفتم:"همه چیز رو درست میکنم...

چند پارتی

🖤 پارت شانزدهم | صدای مادرجونگکوک هنوز به صفحه‌ی خاموش گوشی ...

قسمت ۶

★ازدواج اجباری...p⁴بعد اینکه با چتر رسیدیم خونه، نشستیم روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط