هستم ولی نه یار تو دیگر مگر اگر
هستم ولی نه یار تو دیگر مگر اگر
در هرچه گفتمت نکنی هیچ اگر مگر
از دستْ لطفا عاشق خود را نده، که چون
از دستِ تو اگر بروم میروم هدر
هرقَدْر یاس داشتم آن را بدون رحم
یک جلوهی یقینِ حضورت برید سر
ترکاند امید گور خودش را و بازگشت
تا در فضای روح ترا دید در گذر
چشمت گرفته است در آرام کردنم
از شیوههای سورهی یاسین یگان اثر
چشم از دو چشم تلخ منِ لعنتی نگیر
با چشمهای خویش مرا آسمان ببر
من را به من نده که ندارم به غیر از این
هیچ از بزرگواریِ تو خواهشی دگر
در هرچه گفتمت نکنی هیچ اگر مگر
از دستْ لطفا عاشق خود را نده، که چون
از دستِ تو اگر بروم میروم هدر
هرقَدْر یاس داشتم آن را بدون رحم
یک جلوهی یقینِ حضورت برید سر
ترکاند امید گور خودش را و بازگشت
تا در فضای روح ترا دید در گذر
چشمت گرفته است در آرام کردنم
از شیوههای سورهی یاسین یگان اثر
چشم از دو چشم تلخ منِ لعنتی نگیر
با چشمهای خویش مرا آسمان ببر
من را به من نده که ندارم به غیر از این
هیچ از بزرگواریِ تو خواهشی دگر
- ۱۳.۸k
- ۲۹ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط