{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم می خواست طوفان باشم و دریای من باشی

دلم می خواست طوفان باشم و دریای من باشی
اهورایی ترین هم صحبت یلدا ی من باشی
تو را در سینه ام هرلحظه با خود می برم اما
چه می شد لحظه ای من جای تو ،تو جای من باشی
هنوزم می شناسم عطر گیسو ی غزل بافت
که با احساس می آیی غزل آرای من باشی
پر از دیروزم و امروز هم در سایه خواهم ماند
تو ای فردا ترین می خواستم فردای من باشی
برایت فال می گیرم بیا این حافظ و این تو
که اهل" هر چه پیش آید خوش آید" های من باشی
دیدگاه ها (۶۲)

هستم ولی نه یار تو دیگر‌ مگر‌ اگردر هرچه گفتمت نکنی هیچ اگر ...

بازم یلدا امدونیستیهرشب از چشمااات می گم با خودمتا که با آرا...

گوشه ی دنج دل خود تار باید می زدم بهر این دیوانه دل گیتار ...

دلبسته به یک ثانیه دیدارِتو بودماین عمرکه بی حوصله ناچارِتوب...

تو بردی من دیگه هیچوقت نمیتونم کسیو اندازه تو دوست داشته باش...

با تو، پروانه می‌شوم؛ نه از آن‌ها ڪه به شوقِ نور،بی‌پروا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط