{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با سرو وضع افتضاحی وارد اتاقم شد و از من درخواست یک نامه

با سرو وضع افتضاحی وارد اتاقم شد و از من درخواست یک نامه کرد. نامه رو آماده کردم و تحویلش دادم. تشکر کرد و خواست از جاش بلند بشه بره بهش گفتم :
ببخشید خانم شرمنده اما بهتر نیست یک مقدار حجابتون رو درست کنید؟

گفت: نه نمیشه. گفتم: جسارته ببخشید میشه بپرسم چرا؟ جواب داد: آخه شوهرم اینجوری دوست داره و بهم گفته اینجوری بیا بیرون.

خندم گرفت و در جواب گفتم: مطمئن باشین شوهری که دوست داره ناموسش اینجوری بیاد بیرون تادیگران هم ازش لذت ببرن خودشم چشمش دنبال ناموس دیگرانه تا ازونا لذت ببره، میگین نه ایندفعه که رفتین بیرون خوب به چشمای شوهرتون نگاه کنید. چند روز بعد با ناراحتی زیاد و حجابی مناسب برگشت. بهم گفت: تازه متوجه حرف شما شدم...
دیدگاه ها (۶)

سربازیش را باید داخل خانه ی سرهنگ میگذراندوقتی وارد خانه شد ...

اینجا فاطمی بودن تاوانی دارد که زنان این خاک تاوان آنرا با خ...

سیب ها را زیبا به تصویر کشیدند؛اولی را کامل پوست گرفتند، طور...

دخترک دو سه باری آمده بود مغازهولی محمود حرفش یک کلام بود.حت...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

سناریو قفل آبی پارت ۲

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

★ازدواج من و بابات؟...p⁴(* ساعت ۵ *)رفتم داخل رستوران...تهیو...

سناریو قفل آبی پارت ۱

★ازدواج اجباری...p⁴بعد اینکه با چتر رسیدیم خونه، نشستیم روی ...

چند پارتی جونگ کوک | قرار قلابییک روز خیلی عادی رفتم تا نمای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط