شبی که ات میرسه کره مستقیم میره خونه ی کوک

شبی که ات میرسه کره مستقیم میره خونه ی کوک
دینگ دینگ
کوک در رو باز کرد و ات میخواست حرف بزنه ولی کوک ات رو باز کرد ‌و گفت: ات خداروشکر خداروشکر.
(کبودی ها و زخم های ات ‌با بغل کردن کوک درد می‌گرفت)
ات: کوک من متاسفم
کوک: کجا بودی
ات: داستانش پیچیده هس
کوک: بیا خونه
دیدگاه ها (۶)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

چند پارتی درخواستی

الماس زیبای من part⁷ویو ات:صبح که از خواب بیدارشدم اولین چیز...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌Jungkook«بخاطرت‌دنیا‌رو‌به‌اتیش‌میکشم‌عرو...

قسمت ۱۰ «ات» با شنیدن این حرف، خنده‌ی کوتاهی کرد و ابرویی با...

Part²⁸که ناگهان گوشه‌ی استخر ات رو دید.دختر زانوهایش را بغل ...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط