{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی که ات میرسه کره مستقیم میره خونه ی کوک

شبی که ات میرسه کره مستقیم میره خونه ی کوک
دینگ دینگ
کوک در رو باز کرد و ات میخواست حرف بزنه ولی کوک ات رو باز کرد ‌و گفت: ات خداروشکر خداروشکر.
(کبودی ها و زخم های ات ‌با بغل کردن کوک درد می‌گرفت)
ات: کوک من متاسفم
کوک: کجا بودی
ات: داستانش پیچیده هس
کوک: بیا خونه
دیدگاه ها (۵)

ات وقتی با کوک رفت خونه انگار اون خونه و کوک غریبه شده و مثل...

ات: نمیخوام پدرم درمان شه.... اگه درمان شه..میره به سوهین می...

چند هفته میگذره کوک هی به ات زنگ میزنه ولی ات جواب نمیده. رو...

چند روز گذشته و ات‌ موقع تمیز کاری یا آشپزی دستشو میزاره روی...

یک شب سانگ عشقش رو به ات اعتراف کرد و ات شکه شد و سانگ دستای...

ات: سانگ!!سانگ سریع کنار رفت و گفت: من میرم صبحونه اماده کنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط