شبی که ات میرسه کره مستقیم میره خونه ی کوک
شبی که ات میرسه کره مستقیم میره خونه ی کوک
دینگ دینگ
کوک در رو باز کرد و ات میخواست حرف بزنه ولی کوک ات رو باز کرد و گفت: ات خداروشکر خداروشکر.
(کبودی ها و زخم های ات با بغل کردن کوک درد میگرفت)
ات: کوک من متاسفم
کوک: کجا بودی
ات: داستانش پیچیده هس
کوک: بیا خونه
دینگ دینگ
کوک در رو باز کرد و ات میخواست حرف بزنه ولی کوک ات رو باز کرد و گفت: ات خداروشکر خداروشکر.
(کبودی ها و زخم های ات با بغل کردن کوک درد میگرفت)
ات: کوک من متاسفم
کوک: کجا بودی
ات: داستانش پیچیده هس
کوک: بیا خونه
- ۲۵.۸k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط