{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی پنآه:پارت 1۰#

با سردرد شدید چشامو وا کردم توی یه اتاق سیاه با دکوراسیون سیاه حتی کاغذ دیواریشم سیاه بود پردع هاشم سیاه
نگاهی به خودم انداختم که رو یه تخت سیاه دونفره سلطنتی بودم
با عجله پاشدم به سمت در رفتم که دیدم در سیستمی و با رمز میشه وا کردش بغ کردع اومدم نشستم رو تخت و زانوم بغل کردم
که در با صدای تیکی وا شد سرمو بالا آوردم که با دیدن هیراد چشام گِرد شُد انگاری مست بود چون تلو تلو خوران وارد اتاق شد و در و با پاش بستو و بعد قفلش کرد ترسیده نگاش میکردم که با قدم های بزرگ خودشو به من نزدیک میکرد
تا خاستم از جام پاشم با یه جهت خودشو بهم رسوند و بازومو و گرفتو تو تخت انداخ خاستم بازم پاشم کع خودشو به کمد نزدیک کنار تخت رسوند و دو تا دستبند ازش برداش و دستامو بالا سرم به تاج تخت بست با صدای که از ترس میلرزید داد زدم
توروخدا چیکار میکنی من دخترم دست از سرم ور دار

اما اون بدون توجه بهم با یع جهش تموم لباسشو از تنش بیرون کشید که جیغی زدمو چشامو بستم با این کارم مستانه خنده ای کرد و با صدای خماری اومد رو تخت کنارم خیمه زد و با صدای خماری تو گوشم پچ زد


توله سگ چشاتو چرا میبندی تو که قرارع همه جامو ببینی چشامو با ترس وا کردمو با چشای ترسیدع گفتم تو رو خدا بزار برم تو رو خدا انقد دختر دور برتع بزا برم من که وحشیانه به جون لبام افتاد و شروع کرد به خوردنش داشت با خشنونت لبامو میمکید که نفس کم آوردم با نفس نفس ازم فاصل گرفته و خمار پچ زد
از رفتن نشنونم رفع بعد بد به حسابت میرسم
ترسیدع سری تکون دادم و گفتم باشع دیع دستامو وا کنم بزا من برم

با خشونت شروع کرد به کند مانتوم که ترسیدع جیغی کشیدم با خشنونت لختم کرد از هق هق صدام دیع گلوم میسوخ آخرین ضرباتشم زد و از روم کنار رفت و کنارم دراز کشید پشت بهش کردمو با هق هق سرمو تو بالش کردم


از بازوم گرفتو به سمت خودش کشید و لباشو با خشونت بیشتری رو لبام گذاشت که دید نفس کم آوردم

بغلم کردو با خشونت گف گریه نکن
که با شدت بیشتری شروع کردم به هق هق کردن

که اینبار از بازم گرفتو به سمت خودش کشیدو گف ببین اگه یه بارم از این چشات اشک بیاد چشاتو خودم کورش میکنم خودت میدونی که میکنم مشتع بی جونمو به سینه ستبرش زدمو با هق هق گفتم

همه چیزو ازم گرفتی چی میخای از جونم ولم کن
سرمو بغلش گرفتو زیر گوشم گف ببین توله سگ من همیشع انقد آروم نیستما پس بهترع حدع خودتو بدونی


با سکسکع نگاش کردمو و سرمو انداختم زیر


دستامو وا کن میخام برم میخام برم

نگاهی بهم کرد و گف این وقت شب کجا بری بری هر بی ناموسی بیاد سمتتت نح

نح آخرشو با داد گف که باعث شد از ترس زبونم بند بیاد

مثلع خودش بهش زل زدم و ادامه دادم آرع میدونی چیه میخام برم جنده شَم

شبتون خُش:)
دیدگاه ها (۲۱)

رُمآن:بی پَنآه پارت ۱۱#

رمآن بی پَنآه :پارت ۱۲#

رمآن :بی پَنآه پارت ۹#

رمآن :بی پَنآه :پارت ۸#

عشق ممنوعه

دختر کوچولو p3اومدم آروم برم کنار که... دستم رو گرفت و محکم ...

Wedding night

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط