{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم دکتر امپول بزنم گفتم این امپولو واسم بزن

رفتم دکتر امپول بزنم گفتم این امپولو واسم بزن
دکتر گفت ...تورج
گفتم .من تورج نیستم
گفت چرا تورج
گفتم اقا من محمدم تورج نیستم
گفت حرف نزن محمد, باید بزنم تورج
گفتم امپول ماله منه چرا بزنی به تورج
گفت خیلی حرف میزنی باید بزنم تورج
یکم فکر کردم گفتم بگو رگ
گفت رج
گفتم حالا بزن تورج!!!

:)))))))))
دیدگاه ها (۱)

مرسی مهدیه جونم

.

سلام دوستان پروفایل قبلی من پاک شد,دوباره از اول اومدم ممنون...

من در میان مردمی هستم،که باورشان نمیشود شکسته ام!می گویند:خو...

پارت ۳

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ18ویو تهیونگخیلی خسته بودم ميخواستم برم خ...

P¹³The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

فیک افسرده پارت پنج

اتاق ساکت سیصدو هفت

رمان دخت من

#اونـ_مالـ_منهـ Part6تا اومدم کنترل بردارم سیاهییویو یونگیپس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط