{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زاهدی پیر زن آسیابان را گفت :

زاهدی پیر زن آسیابان را گفت :

گندم مرا آرد کن !

و گرنه به دعا خواهم که خرت سنگ شود..

زن گفت : خر رها کن !

و دعا کن ! تا گندمت ، آرد شود..
دیدگاه ها (۱)

عمریست شبانه روز لب هایت را ...لب باز نکن هنوز لب هایت را .....

وای از خیال " تو" وقتی می آیددلم را گرم میکندچایم را سرد!!!

کی باشد و کیچنگ باشد و نیمن باشم و ویوی باشد و میکی باشد و ک...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

امام حسن(ع) به اهل بيت خود میفرمود:من به زهر شهيد خواهم شد م...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

کابوی احمق:۲

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که می‌توان...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط