{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان گنگستر دردسر ساز من

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐
(پـ꩜ـارت چـهـارׄ ۪۪ ـꨭ᪤ـدهــــم)
ناگهان، چهره‌ی کای در هم رفت. اخم عمیقی روی صورتش نشست و لبخند مرموزش کاملاً محو شد. انگار که صبرش لبریز شده بود. صدایش حالا نه آرام بود و نه خونسرد، بلکه تند و عصبی بود: «چیه میا؟ ها؟»

منی که از این تغییر ناگهانی کای شوکه شده بودم، و از لحن تندش هم عصبانی، عقب کشیدم. «ولم کن!» با صدایی که سعی می‌کردم قاطع باشه ولی لرزشی هم ته صدام بود، گفتم. «خسته شدم! دیگه نمی‌خوام این بازی رو ادامه بدم.»

کای با دیدن حالت من و شنیدن کلماتم، متوجه شد که دیگه نباید اصرار کنه. نگاهش کمی نرم شد، ولی هنوز اثری از کلافگی توش دیده می‌شد. دستش رو از روی دستم برداشت. «باشه. هرکاری می‌خوای بکن.» لحنش کمی تند بود، ولی دیگه تهدیدی نبود. «برو. برو هرکاری که فکر می‌کنی درسته انجام بده.»

من بدون اینکه دیگه چیزی بگم، برگشتم و با قدم‌های تند به سمت کلاس رفتم.
زنگ بعدی خورد و معلم فارسی، خانم پارک سو جین، وارد کلاس شد. لبخند مهربونی روی لب داشت، ولی یه ذره نگران به نظر می‌رسید.

“بچه‌ها، یه کاری برام پیش اومده. مجبورم زودتر برم. امروز حضور و غیاب با آقای کای هست.” خانم پارک به کای اشاره کرد و بعد از کلاس خارج شد.

همه بچه‌ها با تعجب به هم نگاه کردن. کای که همیشه ساکت و گوشه‌گیر بود، حالا باید حضور و غیاب می‌کرد؟

کای با اکراه بلند شد و برگه‌ی حضور و غیاب رو از روی میز خانم پارک برداشت. شروع کرد به خوندن اسامی:

“پارک جیمین؟”

“حاضر!”

“کیم تهیونگ؟”

“حاضر.”

“مین یونگی؟”

“حاضرم.”

“کیم جیسو؟”

“حاضرم.”

“و اما… کیم میا؟”

وقتی کای به اسم من رسید، یه لحظه مکث کردم. نگاهش ناخودآگاه به سمت میا کشیده شد. منی که داشتم سعی می‌کردم خودم رو توی کتابم قایم کنم، با شنیدن اسمم، صورتم دوباره شروع به سرخ شدن کرد. دستم رو آروم بردم بالا.

“حاضر.” صدام خیلی آروم بود، ولی توی اون سکوت کلاس، انگار که بلندترین صدا بود.

چند تا از بچه‌ها که متوجه شدن کای چطور با یه نگاه آروم به من نگاه کرده بود و بعدش سرخ شدم، با تعجب به هم پوزخند زدن. یه چیزی اون وسط بود که بقیه نمی‌فهمیدن. یه حسِ ناگفته بین کای و من که داشت کم‌کم آشکار می‌شد.

.
.
.
.
حیحییی اینمم پارت چهاردهمم🌀⭐️
دیدگاه ها (۰)

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت پـانـزׄ...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت سـیـزׄ ...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت دواׄ ۪۪...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت هـفـᩘتـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط