{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوارای من آه ! ای شعر ناب من ! سلام ای عشق !

گوارای من آه ! ای شعر ناب من ! سلام ای عشق !
به جام شوکران من ، شراب من ! سلام ، ای عشق !

زمین خاکی ام ، گرد سرت می گردم و هستم
سلام ، ای زندگی بخش آفتاب من ! سلام ، ای عشق !

حقیقت با تو از آرایه و پیرایه ، عریان شد
سلام ، ای راستین ِ بی نقاب من ! سلام ، ای عشق !

« چرا هستم ؟ » سوال بی جوابم بود از هستی
تو دادی ، با سلام خود ، جواب من ، سلام ، ای عشق !

اگرچه با تو ، دور زندگی تند است ، اما ، باز ،
سلام ، ای شط شیرین شتاب من ! سلام ، ای عشق !
دیدگاه ها (۳۲)

مرا به تاریخ خودم ببرتاریخی که در آنرقاصه‌های زیبا می‌رقصندت...

فقیه اگر بودم حکم می‌دادم که از کسی می‌توان تقلید کرد که در ...

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاستعشق را همواره با دیوانگی پ...

آمدی، آمدنت حال مرا ریخت بهمیک نگاهت همه ی فلسفه را ریخت بهم...

آفتاب سرخ غروب، سایه بلند آن‌ها را روی دیوارهای روستا می‌کش...

ته یونگ با دستش کربات اش را منظم میکرد.. در حالی که نگاهش به...

ات در حالی که آستین های هودی را بالا میزد بدون در زدن با شتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط