{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امیر از دوستت دارم های هر شب مهسا خسته شده بود۰ شبی بدون

امیر از دوستت دارم های هر شب مهسا خسته شده بود۰ شبی بدون خوندن پیام اون ، خوابید۰صبح شقایق (دوست صمیمی مهسا)زنگ زد و با گریه خبر مرگ مهسا رو داد۰امیر هم با اشک به سراغ پیام دیشب مهسا رفت و خوندش۰نوشته بود:(سلام تنها عشق من،تصادف کردم ۰ به زور خودمو رسوندم جلوی در خونتون،یه دقیقه بیا پایین ببینمت)
دیدگاه ها (۸)

به عشقم گفتم حاضری برام چیکار کنی?گفت:برات جونم هم میدم۰ امت...

به سلامتی پسری که وقتی عشقشو دید با یکی دیگه که داره میخنده...

!

عشق یعنی یکی بود .......و یکی نابود!!!

#in_your_eyespart_9۷ویو کایلافردای اون روز..از همون لحظه‌ای ...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

آخرین اشتباهساعت ۸ شب بودا.ت شامو آماده کرده بود و منتظر جیم...

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 143✦..................

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۵ات ویوصبح با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدمتمام بدن...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۱ صدای زنگ ساعت، سکوت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط